تبليغاتX
اوچماغی اورکده ساخلا... اوچان گئتمه لیدئ



دو نفر با یک روز تولد| شنبه چهاردهم آبان 1384 | 1 بعد از ظهر  

   

   احتمالا شنیده اید که در یک گروه 24 نفری شانس

   بسیار بالایی وجود دارد. که حداقل دو نفر یک روز تولد

    داشته باشند .

 

     اگر تعجب کرده اید. این قسمت را بخوانید!  

 

     

    به منظور محاسبه احتمال آن که میان یک گروه

     بايد حداقل دو تا از آنها یک تولد داشته باشند،

     تمام آن چه  که بايد انجام دهيم آن است که احتمال

     آن را محاسبه کنیم که هیچ یک از آنها در يك روز

     تو لد نداشته  باشند؛ سپس کم کردن آن از 1. 

     

       با حضور یک نفر در اتاق شروع می کنیم و او را مریم می نامیم.

 

      احتمال آن که روز تولد او روز متفاوتی با سایرین باشد چقدر است؟     

 

      بله شما درست محاسبه کرده اید و مسلما نابغه اید!

 

      احتمال برابر 1 است زیرا تنها فرد موجود در اتاق مریم است.

 

      حالا نفر بعدی مینا را به داخل اتاق دعوت می کنیم. احتمال آن که روز تولد مینو متفاوت از مریم باشد:

      364/365=0.997)).(سال های کبیسه در نظر گرفته نشده اند.)

       بنابراین احتمال آن که تولد آن ها در یک روز باشد x=1-0.997=0.003   

 

       نفر سوم وارد می شود برای آن که تولد مینا متفاوت با دو نفر دیگر متفاوت باشد باید در روزهای باقی

       مانده قرار گیرد یعنی در363 روزباقی مانده اتفاق بیافتد. تولد او در یک روز یکسان با مریم یا مینو

       اتفاق نیفتاده باشد.  x(364/365)x(363/365)یا0.992

 

       بنابراین احتمال آن که حد اقل دو نفر از سه نفر دارای یک روز تولد یکسان نباشند : 1-0.992=0.008

       به همین صورت محاسبات را ادامه می دهیم و به ترتیب فرد جدیدی را وارد اتاق می کنیم.

 

       در نمودار زیر مقادير احتمال به ازای مقادير مختلف برای تعداد نفرات موجود نشان داده نشان داده شده است.

       در اين نمودار:

       منحنی قرمز: نشان دهنده ی احتمال آن است که در ميان يك تعداد افراد

       معين هیچ دو نفری دارای روز تولد یکسان نباشند.

       منحنی سبز: نشان دهنده ی احتمال آن است که در ميان يك تعداد افراد

       معين حداقل دو نفر دارای روز تولد یکسان باشند.

 

       می توانید در نمودار مشاهده کنید که با23  نفر در اتاق منحنی سبز رنگ به %~50 میل می کند.

       این به معنای آن است که حدود 50% شانس برای یکسان بودن روز تولد حداقل دو نفر از میان 23 نفر وجود دارد.    

        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

| شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

يك فرصت كاملاً بيگانه در نظريه بازى ها

متقلب ها و هالوها

رابرت ساپولسكى*
ترجمه: كاوه فيض اللهى

مدت ها پيش از داستايوفسكى مردم درباره جنايت، مكافات و روابط ميان آنها انديشيده اند. چرا خلاف كارهاى اجتماع را مجازات مى كنيم؟ براى آن كه آنها را اصلاح كنيم، تغيير دهيم يا بازپرورى كنيم؟ تا مجرمان بالقوه را بترسانيم؟ كارى كنيم كه قربانيان و مجازات گران خوشحال شوند و احساس بهترى داشته باشند؟ پژوهشى كه توسط ارنست فهر (Fehr .E) و سيمون گاچر (S.Gachter) انجام و در شماره ۱۰ ژانويه سال ۲۰۰۲ ژورنال علمى صاحب نام «نيچر» منتشر شده است، يك جنبه ناخوشايند از رفتار اجتماعى در عمل و نيز فايده غيرمنتظره اى كه مى تواند از آن حاصل شود را نشان مى دهد.
شما چه يك ديپلمات باشيد چه يك مذاكره گر، اقتصاددان باشيد يا استراتژيست جنگ يا فقط يك شخص عادى كه از ميان زندگى روزمره پيش مى رود، گاهى ناگزير بايد تصميم بگيريد كه آيا با افراد ديگر مى خواهيد شريك باشيد يا رقيب يا حريفى تمام عيار، همكارانه رفتار كنيد يا خير. همين ضرورت در ميان برخى جانوران اجتماعى در طبيعت نيز مطرح مى شود. از آن ميان به عنوان يك مثال اثر كلاسيك جرالد ويلكينسون (
G.Wilkinson) از دانشگاه مريلند نشان داده است كه خفاش هاى خون آشام ماده پيوسته با انتخاب هاى استراتژيك روبه رو مى شوند. ماده ها پس از آشاميدن خون گونه هاى طعمه (نظير گاو) به لانه هاى اشتراكى بزرگ خود بازمى گردند و در آنجا با بالا آوردن خون به درون دهان بچه ها آنها را تغذيه مى كنند. ماده ها بايد انتخاب كنند: آيا فقط به بچه هاى خودشان غذا بدهند، به بچه هاى خودشان به علاوه بچه هاى خويشاوندان نزديكشان يا به تمام بچه ها؟ و آيا اين تصميم بايد به آنچه خفاش هاى ديگر مى كنند بستگى داشته باشد؟ اين پرسش ها درباره فداكارى، تقابل و رقابت در نظريه بازى ها مفيد هستند. نظريه بازى ها (game theory) شاخه اى از رياضيات است كه در تحليل رفتار انسان به كار مى رود. شركت كنندگان در آزمايش هاى نظريه  بازى ها به بازى چانه زنى مشغول مى شوند با اين تفاوت كه ميزان ارتباط ميان بازيكنان متغير است و براى نتايج مختلف به آنها پاداش هاى متفاوت داده مى شود. بازيكنان بايد تصميم بگيرند كه كى همكارى كنند و كى _ اگر اصطلاحى بسيار فنى در نظريه بازى ها را به كار ببريم - «تقلب» كنند. نظريه  بازى ها در تمام انواع برنامه هاى آكادميك تدريس مى شود و معلوم شده كه در جانوران اجتماعى، حتى بدون آن كه فوق ليسانس مديريت بازرگانى داشته باشند، اغلب استراتژى هايى تكامل يافته است كه تصميم بگيرند كى همكارى و كى تقلب كنند. به استناد جوآن استراسمان (J.Strassmann) از دانشگاه رايس حتى در باكترى هاى اجتماعى نيز استراتژى هاى بهينه اى براى از پشت خنجر زدن به يكديگر تكامل يافته است.
فرض كنيد شما در يكى از اين بازى ها حضور يافته ايد، يك تورنمنت دوره اى متشكل از دو شركت كننده كه در هر دور با يكديگر مسابقه مى دهند. قواعد اين بازى طورى است كه اگر هر دو نفر با يكديگر همكارى كنند هر دو پاداش مى گيرند و اگر هر دو تقلب كنند، هر دو خراب مى كنند. از سوى ديگر اگر يكى تقلب و ديگرى همكارى كند، متقلب بزرگترين پاداش ممكن را مى گيرد و همكارى كننده به بدترين شكل مى بازد. حالت ديگر آن است كه بازيكنان در تورنمنت نمى توانند با يكديگر ارتباط داشته باشند و از اين رو نمى توانند نوعى استراتژى جمعى اتخاذ كنند. با اين قيدوبندها تنها راه منطقى آن است كه سعى كنيم ساده لوح نباشيم و هر بار تقلب كنيم. حالا فرض كنيد برخى از بازيكنان با اين همه روش هايى براى همكارى بيابند. چنانچه تعداد كسانى كه اين كار را مى كنند به قدر كافى زياد باشد _ و به ويژه اگر همكارى كنندگان بتوانند همديگر را به طريقى به سرعت پيدا كنند _ چيزى نخواهد گذشت كه همكارى تبديل به استراتژى بهتر خواهد شد. اگر بخواهيم از زبان حرفه اى زيست شناسان تكاملى استفاده كنيم كه درباره اين چيزها فكر مى كنند بايد بگوييم كه اين كار ناهمكارى را به سوى انقراض خواهد راند.
هرگاه همكارى در ميان گروهى از افراد رواج يابد آن گروه سرانجام به بهترين شكل خود درخواهد آمد. اما هر كس اين روند را آغاز كند (يعنى نخستين فردى كه به طور خودانگيخته همكارى را شروع كند) پس از آن از نظر رياضى همواره در وضعيت نامطلوب خواهد بود. اين وضعيت را اصطلاحاً مى توان سناريوى «عجب هالويى» ناميد. در دنياى «هر باكترى براى خودش» هنگامى كه يك روح پريشان ابتدا به ساكن كارى همكارانه انجام دهد، تمام باكترى هاى ديگر در كلنى از ته دل به او مى خندند و مى گويند «عجب هالويى!» و به رقابت بازمى گردند _ و ديگر هيچ كس از آن روياپرداز آرمان پرست يادى نخواهد كرد. در اين شرايط يك عمل فداكارانه تصادفى بى جواب مى ماند.
با اين حال نظام هاى فداكارى متقابل در گونه هاى اجتماعى گوناگون حتى در ميان ما انسان ها پديد آمده است. از اين رو پرسش اصلى در نظريه بازى ها اين است: چه شرايطى يك سيستم را به سمت همكارى سوق مى دهد؟ يكى از عوامل به دقت بررسى شده كه به همكارى مى انجامد خويشاوندى ژنتيكى است. پيوندهاى خانوادگى، نيروى محرك بخش بزرگى از رفتارهاى همكارانه در جانوران است. براى مثال افراد برخى گونه هاى حشرات اجتماعى آنچنان همكارى و فداكارى عجيب و غريبى به نمايش مى گذارند كه بيشترشان خود را از شانس توليد مثل محروم كرده و در عوض به فرد ديگرى (ملكه) كمك مى كنند كه توليدمثل كند. ويليام هميلتون (
W.Hamilton) فقيد يكى از غول هاى علم با تبيين اين نوع همكارى در چارچوب ميزان خويشاوندى در ميان اعضاى يك كلنى حشره كه به طور حيرت انگيزى بالاست، در انديشه زيست شناسى تكاملى انقلابى پديد آورد و در مثال هاى بى شمار همكارى ميان خويشاوندان در بسيارى از گونه هاى اجتماعى ديگر نظير دسته سگ هاى وحشى كه همه با هم خواهر و دخترخاله اند و براى توله هاى همديگر غذا بالا مى آورند، گرچه وضعيت به اندازه حشرات اجتماعى افراطى نيست اما عملاً منطق مشابهى حاكم است.
راه ديگر براى راه اندازى همكارى آن است كه كارى كنيم تا بازيكنان «احساس» خويشاوندى كنند. اين نوع ترويج شبه خويشاوندى ويژگى انسان است. بررسى هاى روان شناختى گوناگون نشان داده اند كه هرگاه جمعى از افراد به طور دلبخواهى به دو گروه رقيب تقسيم شوند (چنانكه بچه ها در اردوى تابستانى در يكى از دو تيم آبى و قرمز جاى مى گيرند) حتى وقتى كه اطمينان حاصل كنيد مى دانند كه گروه بندى شان تصادفى است، چيزى نخواهد گذشت كه ميان خودشان ويژگى هاى مشترك و قابل ستايش خواهند يافت كه گروه مقابل از آن بى بهره اند. در ارتش با نگهداشتن سربازهاى جديد در يگان هاى منسجم از دوره آموزشى تا خط مقدم جبهه از اين گرايش انسانى حداكثر بهره بردارى انجام مى شود. اين وضعيت سبب مى شود آنها چنان احساس برادرى كنند كه احتمال انجام اعمال همكارانه در آنها به بالاترين ميزان خود مى رسد. در اين شرايط از روى ديگر سكه يعنى شبه گونه زايى نيز به خوبى بهره بردارى مى شود: اعضاى طرف مقابل را چنان متفاوت، بيگانه و ناانسان ساختن كه كشتن آنها به هيچ شمرده شود.
يك راه ديگر براى تسهيل همكارى در آزمايش هاى نظريه  بازى ها آن است كه شركت كنندگان بتوانند در دورهاى پى درپى با همان افراد بازى كنند. با افزايش احتمال وجود فرصتى در آينده امكان انتقام فراهم مى شود تا آن كه در دور قبل سرش كلاه رفته براى متقلب تلافى كند. اين چيزى است كه متقلبان از آن مى ترسند. به همين دليل است كه تقابل به ندرت در گونه هايى فاقد گروه هاى اجتماعى ديده مى شود: هيچ ميگوى آب شورى به ميگوى ديگر پنج دلار قرض نخواهد داد، زيرا تا سه شنبه آينده كه موعد بازپرداخت فرا مى رسد، بدهكار خيلى دور خواهد شد. و به همين دليل است كه براى تقابل در عين حال مقدار زيادى هوش اجتماعى نيز لازم است _ اگر نتوانيد يك ميگوى آب شور را از ديگرى تشخيص دهيد، چنانچه بدهكار سه شنبه آينده هنوز آن دور و بر باشد، باز هم به حال شما فايده اى نخواهد داشت. رابين دانبار (
R.Dunbar) جانورشناس يونيورسيتى كالج لندن نشان داده است كه در ميان نخستى هاى اجتماعى هرچه گروه اجتماعى بزرگتر باشد (يعنى هرچه تعداد افرادى كه بايد ردشان را بگيريد بيشتر باشد) اندازه نسبى مغز هم بزرگتر است. در خفاش هاى خون آشام نيز كه با تغذيه بچه هاى همديگر در سيستمى پيچيده كه در آن همواره بايد گوش به زنگ متقلبان هم باشند كلافه هستند، اين يافته از اين نظر جالب توجه است كه مغز اين خفاش ها از تمام گونه هاى ديگر خفاش بزرگتر است.
عامل ديگرى كه در بازى ها به همكارى مى انجامد بازى «روباز» است _ يعنى يك بازيكن وقتى در يك دور از يك بازى با كسى روبه رو مى شود به تاريخچه رفتار بازى كردن آن حريف دسترسى دارد. در اين سناريو لازم نيست كه افراد براى رسيدن به همكارى بارها در برابر هم بازى كرده باشند.
در عوض در آنچه نظريه پردازان بازى ها فداكارى زنجيره اى مى نامند همكارى از مسابقه خوشنامى حاصل مى شود. در اين وضعيت سناريوى پيش پرداخت مطرح مى شود كه در آن «الف» نسبت به «ب» فداكار است كه او هم نسبت به «پ» فداكار است و همين طور الى آخر.
به اين ترتيب نظريه بازى ها نشان مى دهد كه دست كم سه چيز پيدايش همكارى را تسهيل مى كند: بازى با خويشاوندان يا شبه خويشاوندان، دورهاى پياپى با همان افراد و بازى روباز. و در اينجاست كه پژوهش جديد فهر و گاچر «آزمايش كالاى همگانى» مطرح مى شود. نويسندگان مقاله يك بازى طراحى كرده اند كه ظاهراً تمام قواعد آن عليه پيدايش همكارى وضع شده اند. در اين بازى كه به صورت «يك فرصت، كاملاً بيگانه» طراحى شده، در هر دور دو نفر مقابل يكديگر بازى مى كنند و با آن كه بازى در دورهاى بسيار انجام مى شود، هرگز دو شركت كننده براى بار دوم مقابل هم قرار نمى گيرند. علاوه بر اين تمام تعامل ها به طور ناشناس صورت مى گيرد، يعنى هيچ شانسى وجود ندارد كه متقلبان را از طريق سابقه شان بشناسيم.
بازى به اين شكل انجام مى شود. هر كدام از دو بازيكن با مقدار مشخصى پول مثلاً ۵ دلار بازى را آغاز مى كنند. هر كدام از اين دو نفر بخشى يا تمام ۵ دلار را در يك گلدان مشترك مى گذارند بدون آن كه بدانند بازيكن ديگر چه قدر سرمايه گذارى مى كند. سپس يك دلار ديگر به گلدان افزوده مى شود و آنگاه مجموع به تساوى ميان دو نفر تقسيم مى شود. به اين ترتيب اگر هر دو ۵ دلار در گلدان بريزند هر كدام ۵/۵ دلار برداشت مى كنند (۵ دلار + ۵ دلار + ۱ دلار، تقسيم بر دو). اما حالا فرض كنيد بازيكن نخست ۵ دلار بريزد و بازيكن دوم يك دلار نگه دارد و فقط ۴ دلار بريزد. بازيكن نخست در پايان فقط ۵ دلار به دست مى آورد (۵ دلار + ۴ دلار + ۱ دلار، تقسيم بر دو) در حالى كه متقلب ۶ دلار مى گيرد (۵ دلار + ۴ دلار + ۱ دلار، تقسيم بر دو _ به اضافه آن يك دلار كه نگه داشته شده بود). فرض كنيد بازيكن دوم يك پست فطرت تمام عيار باشد و هيچ پولى درون گلدان نريزد. بازيكن نخست خسارت زياد متحمل مى شود و ۳ دلار به دست مى آورد (۵ دلار + ۰ دلار + ۱ دلار، تقسيم بر دو) در حالى كه بازيكن دوم ۸ دلار كاسب مى شود (۵ دلار + ۰ دلار + ۱ دلار، تقسيم بر دو _ به اضافه ۵ دلارى كه نگه داشته شده بود). كار و بار متقلب هميشه سكه است.
اما عنصر كليدى بازى اينجاست كه بازيكنان تصميم هاى سرمايه گذارى شان را به طور ناشناس مى گيرند اما وقتى تصميم ها گرفته شد از نتيجه با خبر مى شوند و مى فهمند كه آيا بازيكن ديگر تقلب كرده است يا خير. در اين لحظه بازيكن مغبون مى تواند متقلب را تنبيه كند. متقلب را مى توان با محروم كردن از مقدارى پول جريمه كرد، البته در صورتى كه بازيكن بپذيرد خود از همان مقدار پول صرف نظر كند. به عبارت ديگر مى توانيد يك متقلب را تنبيه كنيد، به شرطى كه بپذيريد بهاى از دست رفتن فرصت را خودتان بپردازيد.
نخستين يافته جالب آن است كه همكارى _ كه در تعريف محدود اين بازى خاص يعنى صرفاً غيبت دائم تقلب _ حتى با طراحى «يك فرصت، كاملاً بيگانه» نيز پديد مى آيد.
متقلبان وقتى تنبيه شدند دست از تقلب برمى دارند. اكنون به بخش واقعاً جالب آن مى رسيم. نويسندگان مقاله نشان دادند كه همه با كمال ميل از فرصت تنبيه متقلب استقبال مى كنند، حتى هنگامى كه اين كار بدان معناست كه تنبيه كننده خود متحمل هزينه اى خواهد شد و به ياد داشته باشيد كه در طرح «يك فرصت، كاملاً بيگانه» تنبيه هيچ سودى به حال تنبيه كننده ندارد. از آنجا كه دو بازيكن هرگز دوباره با هم بازى نمى كنند، امكان ندارد تنبيه به متقلب بياموزد كه ديگر نبايد سر به سر شما بگذارد و از آنجا كه بازيكنان براى هم ناشناس هستند، فرصت تنبيه كردن متقلب درباره او هشدارى به بازيكنان ديگر نمى دهد. در عوض در موقعيت روباز انگيزه اى براى پرداخت هزينه و به دست آوردن فرصت تنبيه آشكار نهفته است: به اين طريق با گذاشتن داغ قابيل بر پيشانى يك حريف غيرقابل اعتماد در آينده، اميدواريد كه بازيكنان ديگر نيز همين كار را انجام دهند.
جانوران اجتماعى گوناگون در قالب مصرف انرژى و خطر آسيب ديدگى، هزينه زيادى براى تنبيه متقلبان روباز پرداخت مى كنند (يك راه براى تشويق اين كار در يك دنياى روباز استفاده از رويكرد بعضى دانشكده هاى افسرى نظام است كه براساس قوانين و عرف كسانى تنبيه مى شوند كه نتوانند متقلبان را تنبيه كنند.) اما در اين مورد عمل تنبيه همان قدر ناشناس است كه عمل تقلب بود.
در بازى فهر و گاچر، هيچ فايده اى از تنبيه عايد تنبيه كننده نمى شود، اما باز هم افراد با اشتياق اين كار را مى كنند. چرا؟ صرفاً به خاطر ميل به انتقام. نويسندگان مقاله نشان مى دهند كه هرچه متقلبان وقيح تر باشند (بسته به اينكه با چه عدم تناسبى سهم شان را پس بگيرند)، ديگران براى تنبيه آنها هزينه بيشترى پرداخت خواهند كرد. اين مسئله حتى در مورد بازيكنان تازه وارد كه هنوز در باغ نيستند و از ريزه كارى هاى بازى خبر ندارند هم صدق مى كند.
ببينيد چه قدر شگفت انگيز است. اگر قرار بود مردم، حتى اگر برايشان هزينه داشت، خود به خود همكارانه رفتار كنند، همين ما را به سوى يك نظام همكارى پايدار هدايت مى كرد، كه در آن همه سود مى بردند. در فهرست عناوين اين نظام هاى پايدار مى توانيد صلح ، توافق و ترانه «تصور كن» لنون (ترانه اى از آلبوم «غزل ها» با صداى جان لنون خواننده مشهور دهه هاى ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ آمريكا- م) را قرار دهيد. اما مردم نمى خواهند اين كار را انجام دهند. حالا در عوض وضعيتى را درنظر بگيريد كه در آن مردم بتوانند با تنبيه متقلبان متحمل هزينه شوند و در آن تنبيه هيچ سود مستقيمى عايد آنها نسازد يا به هيچ خير همگانى مستقيمى نينجامد- و باز هم آنها از اين فرصت استقبال كنند. و سپس، به طور غيرمستقيم، ناگهان از احساسى كاملاً منفى، جوى از همكارى پايدار سر برمى آورد و آن ميل به انتقام است. و از آنجا كه بسيارى از ناخوشايندى هاى اجتماعى ما- قطع كردن راهتان در ترافيك يك اتوبان شلوغ به وسيله يك ابله يا نابغه ديوانه و خل و چلى كه ويروس كامپيوترى «پانزده دقيقه شهرت» بعدى را مى سازد - تعامل هايى از جنس «يك فرصت، كاملاً بيگانه» هستند، اين يافته فوق العاده جالب است.
مردم حاضرند براى به دست آوردن فرصت تنبيه هزينه كنند، اما نه براى انجام كار خوب، اگر من ولكانى (
Vulcan، خداى آتش و فلزكارى در اساطير رومى  ـ م) بودم كه درباره رفتار اجتماعى در زمين تحقيق مى كرد، به نظرم مى آمد كه اين يك به هم ريختگى غيرمنطقى است. اما از نظر يك نخستى اجتماعى، اين يافته گرچه طنزآميز اما بى عيب و نقص و همه چيزش كاملاً با هم جور است. خير اجتماعى از برآيند رياضى يك ويژگى اجتماعى نه چندان جذاب حاصل مى شود. به گمانم ناچار بايد به همين كه هست قناعت كرد.
Natural History, Jun. 2002
*
SapolskyR استاد زيست شناسى و عصب شناسى دانشگاه استانفور د و نويسنده كتاب «زندگى نامه يك نخستى» (۲۰۰۱) است.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

قانون اصل اول هر بازی است . اگر می خواهی راحتر ببری قانون را خودت تعریف کن . | شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

( چراغ هاي راهنمايي)

رفتار افراد در چهار راهها بسيار شبيه معماي زنداني است . وقتي خودرو به چهار راه مي رسد و چراغ قرمز را مي بيند دو گزينه براي او وجود دارد :

1)      منتظر بماند تا چراغ سبز شود

2)      چراغ قرمز را رد کند .

بياييد استراتژي 1 را مراعات کردن و استراتژي 2 را تخلف بناميم . در واقع دو بازيکن در اين بازي وجود دارند . اولين بازيکن راننده خودرو و ساير مردم د رآن چهار راه را مي توان بازيکن دوم در بازي فرض نمود .

1- اگر راننده خودرو مراعات نمايد ( يعني به قانون چراغ قرمز احترام گذاشته و توقف نمايد ) و سايرين نيز مراعات نمايند , او مقداري تاخير (با هزينه تاخير d)  خواهد داشت که در واقع زمان مورد نياز براي تغيير رنگ چراغ راهنمايي از قرمز به سبز مي باشد .

 2-  اگر او مراعات نکند و سايرين رعايت نمايند تاخيرش به صفر خواهد رسيد .

3-  اگر او رعايت نمايد و ديگران مراعات نکنند تاخيري (با هزينه تاخير D ) خواهد داشت که ناشي از ازدحام در چهارراه بوده و از تاخير انتظار تغيير رنگ چراغ ( d ) بيشتر خواهد بود .

4-     و اگر همه رعايت نکنند مجددا تاخير و تعملي ( با هزينه D ) را تحمل خواهد نمود .

توجه داشته باشيد هرگاه ديگران از قانون تخلف نمايند ظاهرا رعايت و عدم رعايت قانون توسط ما هيچ تاثيری در منافع يا خسارتهای ما نخواهد داشت . لذا بايست ی در اين مواقع ابعاد ديگر بازی همچون خسارت ناشي از ريسک تصادف در شهر بی قانون را نيز تحليل نمود.

حال مي رسيم به ترسيم ماتريس استاندارد جريمه :

 

I  \    II

مراعات

تخلف

مراعات

d

d+D

تخلف

۰

D

 

اين بازي خيلي شبيه بازي معماي زنداني است ( رجوع به دو گفتمان قبل) اگر ما همچون مورد پيش گقته آن را تحليل نماييم بهترين گزينه براي راننده خودرو تخلف کردن مي باشد صرفنظر از آنچه که ديگران انجام مي دهند. اين همان چيزي است که در چراغهاي راهنمايي خواهيم ديد اگر جريمه اي براي رد شدن از چراغ قرمز وجود نداشته باشد .

اکنون ما جريمه اي را در نظر مي گيريم , اگر راننده خودرو در صورت تخلف با احتمال P توسط پليس راهنمايي و رانندگي گرفتار شود ( يا شناسايي گردد) . آنها جريمه اي معادل F براي اين تخلف لحاظ مي نمايند . بنابراين تاوانها و هزينه ها  شامل c(d,f,p)  خواهد بود که تابعي از هزينه ناشي از تاخير , جريمه و احتمال گرفتار شدن توسط پليس راهنمايي و رانندگي خواهد بود .

 

I \ II

مراعات

تخلف

مراعات

(c(d,0,0

(c(d + D,0,0

تخلف

(c(0,f,p

( c(D, p,f

 

اگر= d + pf  c(d,f,p) ماتريس تاوان ( مجازات ) به شکل زير در خواهد آمد .

 

I \ II

مراعات

تخلف

مراعات

d

d + D

تخلف

0+ pf

D + pf

 

اگر ما جريمه را به شکلي تعيين کنيم که  pf >d باشد ( يعني جريمه در احتمال گير افتادن توسط پليس بيشتر از هزينه تاخير باشد ) . آنگاه ما مشاهده خواهيم کرد که بهترين استراتژي رعايت قانون مي باشد .

دقت کنيد در زندگی روزمره چه قوانينی را مراعات می نماييم و منافع ما درآن بازيها چيست ؟

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

اول بایستی با اصول نظریه بازیها آشنا شویم تا بدانیم در چه بازیهایی شرکت داریم . | شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

نظريه بازيها

 اساسا نظريه بازيها , رياضيات استراتژي است . مقدماتي ترين تئوري در اين زمينه  قضيه مينيماکس است که بيان مي دارد که اگر همه بازيکنان يک بازي  به بهترين شکل بازي کنند ( بهترين استراتژي بهينه) نتيجه پيامدهاي بازي قابل پيش بيني خواهد بود .

هر نوع بازيي از بازي تيک – تاک – توي تا بازي بازار سهام مي تواند توسط نظريه بازيها پيش بيني گردد. مسلما تفاوتهايي اساسي در پيش بيني نتايج بازي تيک – تاک – توي و پيامدهاي بازار سهام وجود دارد . هنگاميکه تيک – تاک – توي توسط دو بازيکن زيرکانه بازي شود همواره به تساوي مي انجامد. در عين حال همه ما مي توانيم به روشي که حرکتهاي احتمالي خوانده مي شود و  با فرض اينکه مردم با سرمايه به شکل منطقيي بازي مي کنند در بازار سرمايه فعاليت نماييم . البته گرايش به امور صرفا موقتي که باعث اقدامات غير منطقي و غير قابل پيش گويي ميگردد مي تواند باعث از دست دادن سرمايه گردد, حتي اگر اهتمام فراواني در بکارگيري فرمولهاي رياضي با هدف پيش بيني پيامدها صورت گرفته باشد. بطور مثال حمله تروريستي به مراکز مالي دنيا , تمامي مدلها را تخريب نموده و بازي سرمايه را تا حد سقوط کامل پيش مي برد . 

نظريه بازيها با حرکتهاي منطقي در انواع مختلف بازيها سروکار دارد . تئوريهاي بازار سرمايه براي يک مدرس مبتدي بسيار پيچيده هستند بنابراين ما مقدمتا  بحث را به روي بازيهاي ميزي (شطرنج و تخته نرد و ... ) و بازيهاي خانوادگي( دبرنا و معماهاي خانوادگي و ...)  متمرکز مي کنيم که بيشتر افراد با آنها آشنا هستند . مشخصه هاي مهم بازيها عبارتند از : 

1-   تصادفي و غير تصادفي بودن بازيها ( Non – random vs. random ) : بازيها رندومي شامل تعدادي عناصر تصادفي هستند: تاس, صفحه هاي گردان , توزيع ورق در پاسور, توپهاي پينگ پونگ در ماشين لوتو( قرعه کشي) . بازهاي غير رندومي استراتژي خالص و ناب هستند : چکرز – شطرنج - تيک – تاک – توي , غيره.

2-   آگاهي کامل- بدون آگاهي کامل ( perfect knowledge vs. Non perfect knowledge ) بازيهاي با آگاهي کامل,آنهايي هستند که تمام ترکيب بازي براي همه بازيکنان قابل رويت است : شطرنج, چکرز, مونوپولي, غيره. دربازيهايي بدون آگاهي کامل ظاهر و ترکيب بازي براي همه بازيکنان پوشيده است. همچون بازيهاي ورق , باتل شيپ و استراتژو( بازيهاي استراتژيک) .

3-   يک بازيکن. دو بازيکن.  N بازيکن : بازيهاي تک نفره ( مارپيچ , پازل و غيره) که شامل بازيهاي اشتراکي ( cooperative ) نيزمي باشد بازيهايي هستند که در آنهاهر کسي سعي مي کند پيامد بازي را بدون رقابت ( و مسابقه) به نفع خود به پايان ببرد. بازي A.I ( يا مسابقات تلويزيوني يا شراکت در يک بنگاه اقتصادي در تامين اهداف کلان سازمان ) که مي تواند بيش ازچند هزار بازيکن ( شرکت کننده ) داشته باشد , در حقيقت يک بازي تک بازيکن است زيرا همه اين بازيکنان در يک  تيم بازي مي کنند.  بازيهاي دو بازيکن آنهايي هستند که فقط دو بازيکن (همچون شطرنج, باتل شيپ. غيره )  يا دو تيم (براي مثال مسابقات ورزشي)  و نه بيشتر درگير بازي مي باشند. دربازيهاي N بازيکن دو يا چند نفر درگير هستند همچون مونوپولي, پوکر, لاتاري, يا بازار سرمايه. بايستي توجه داشت که در بازيهاي  N بازيکن , امکان بازي بيش از دو بازيکن نيز وجود دارد حتي اگر اين بازيها با دو نفر انجام گيرد . ( مثل بازي  زو و کليه فعاليتهاي اقتصادي در بازار )

4-   مجموع صفرو مجموع غير صفر( Zero sum vs. Non zero sum ) : در بازيهاي مجموع صفر تمامي ارزش بازي يا همانطور باقي مانده و يا تنزل مي کند. در يک بازي پوکر معمولي بازيکنان بازي را با همان مقدار پولي که ورقها ( يا ژتونها) را مي خرند, شروع مي کنند ,. اگر 6 بازيکن هر کدام با قيمت 50 دلارژتون شروع کنند, در هرمرحله از بازي مجموع موجودي بازيکنان و گلدان برابر 300 دلار خواهد بود. بازيهای انتخاباتی از جمله بازيهای مجموع صفر هستند.

شطرنج , بازي مجموع صفر ديگري است زيرا تعداد مهره هاي شطرنج هرگز نمي تواند افزايش يابد. بازيهاي مجموع غير صفر آنهايي هستند که ارزشهاي بازي مي تواند کاهش يابد و کاهش يافتني هم هستند. درمونوپولي هر زمان هر کسي از خانه شروع (  GO ) گذر کند 200 دلار از پول مونوپولي به بازي اضافه مي شود. اتلو از ديگر بازيهاي خانگي , بازي مجموع غيرصفر ديگري است که در مراحل مختلف بازي مهره هايي به بازي اضافه مي گردد.

بين اقتصاددانها و غير اقتصاددانها بحثهاي زياد در رابطه با ماهيت فعاليتهاي اقتصادي مطرح است از جمله اينکه گروهي اقتصاد را يک بازي مجموع صفر مي دانند. بر اين اساس کل علم اقتصاد از ديدگاه ايشان , توزيع پايدارو مداوم توده ثروت است. بنابراين هماهنگ با هم  ثروتمند ثروتمند تر شده و فقير فقيرتر مي گردد. حال آنکه بيشترافراد بر اين باورند که اقتصاد يک بازي مجموع غير صفر است . پس هرگاه ثروتي ايجاد مي گردد, ثروتمند متمول تر شده و فقير هم متمول مي گردد. اين موضوع اختلاف اساسي بين تئوري هاي سوسياليستي و تئوريهاي کاپيتاليستي است.

قاعده عمومي بازي عبارت است از :

{ درهر بازي " دو بازيکن" , " مجموع صفر" , " غير تصادفي" , " باآگاهي کامل " يک استراتژي کاملي وجود دارد که حد اقل نتيجه مساوي را در يک بازي تضمين مي نمايد . }به طور مثال در هر مذاکره ای هرگاه استراتژی کاملی را از پيش در نظر گرفته باشيد هيچگاه بازنده مطلق نبوده و حداقل نتيجه تساوی را اخذ خواهيد نمود.

اما اين بازيهاي دوبازيکن ,مجموع صفر, غير تصادفي , آگاهي کامل چه بازيهايي هستند؟  چکرز, شطرنج, تيک- تاک- توي , نيم , نقطه ( خط و نقطه) و غيره. ما برخي از اين استراتژيهاي مطلوب ( ايده آل) را مي شناسيم که چه هستند.اما يکي از آنهايي که نمي دانيم شطرنج است . استراتژي آن بسيار پيچيده است بحدي که کوششهاي بسياري در کامپيوتري نمودن اين استراتژيها و خلق يک بازيکن تمام عيار صورت گرفته است همچون  " Deep blue " .( شطرنج باز رايانه اي ساخت اي.بي.ام و حريف کاسپاروف در سالهاي 1996 و 1997) .

يکي از ديگربازيهايي که با آن آشنايي داريم تيک- تاک – توي ( سه به سه قطار- رج) است.            ) مثلا...)

X

X

O

O

O

X

X

O

X

هنگاميکه O آغاز مي کند , 9 حرکت ممکن براي او وجود دارد و X نيزمتقابلا 8 حرکت مي تواند انجام دهد که د رمجموع  72 گشايش امکان پذ ير است . ما مي توانيم 880,362 (!9) پيامد ممکن را براي بازي محاسبه نماييم که وجود دارد . البته بااين روش بسيار گزافه گفته ايم زيرا بيشتر بازيها قبل ازاينکه بازيکنان 9 حرکت را کامل کنند به تمام مي رسد.

هنگاميکه ما درحال حذف بازيها هستيم , درواقع شروع به گزينش حرکتهاي زيرکانه مي کنيم. اگر O شروع کند, قطعا به درستي با مرکز مربع يا يکي از نقاط گوشه ها بازي را گشايش خواهد کرد.  بنابراين تنها 5 حرکت قابل پيش بيني جهت شروع بازي وجود خواهد داشت و اگر X نيز زيرکانه بازي کند, با خانه ميانه ( مربع ) مقابله خواهد کرد اگر O يکی ازگوشه ها را برگزيده باشد , يا با يک گوشه جواب خواهد داد در صورتيکه O  ميانه ( مربع ) را انتخاب کرده باشد. بنابراين يک بازيکن درنقطه مياني وديگري در يکي از نقاط گوشه بازي را آغاز خواهند کرد و بدين ترتيب حرکتهاي دور گشايش به 8 پيامد ممکن زيرکانه ختم مي شود.

هر بازي امکان پذير در واقع انعکاسي از اين 6 پيامد پيش بيني شده است. 6  پيامد غير گزافه وجود دارد , که يا بر حسب تمايل  يا در واکنش با بازي حريف برگزيده شده است, و درمجموع 48 پيامد منطقيي که در بازي تيک – تاک – توي وجود دارد , شانسهاي امکان پذيري براي هر دو حريف مي باشند  .

 

 

 استراتژي بهينه:

روش تحليل رياضي بازي عبارت است از تهيه جدولي از پيامدهاي ليست شده براي هر استراتژي. جدول يک استراتژي دو بازيکن غير رندوم  ممکن است همچون اين باشد:

 

Player A - Strategy 1

Player A - Strategy 2

Player A - Strategy 3

etc.

Player B - Strategy 1

Tie

A wins

B wins

...

Player B - Strategy 2

B wins

Tie

A wins

...

Player B - Strategy 3

A wins

B wins

Tie

...

etc.

...

...

...

...

استراتژي انتخابي بازيکنان مي تواند منجر به نتايجي از بازي , مطابق با جدول فوق گردد. دو استراتژي در جدول مي توان يافت:

مينيماکس: حداقل نتيجه مطلوب( good )  از همه پيامدهاي مثبت.

ماکسيمين: حداقل نتيجه نا مطلوب ( bad ) از همه پيامدهاي منفي.

قضيه مينيماکس: هرگاه يک مينيماکس يک بازيکن مشابه با يک استراتژي ماکسيمين بازيکن ديگرباشد, آنگاه آن استراتژي, بهترين نتيجه اي است که هر دوبازيکن مي توانند انتظار داشته باشند. ( در مذاکره هاي استخدامي غالبا بازي به يک استزاتژي بهينه براي هر دو طرف مي انجامد)  پس اگر احتمال يک نتيجه مساوي وجود داشته باشد, اين نتيجه بهترين پيامد مورد انتظار خواهد بود . اين نتيجه را نقطه زيني مي نامند.

توجه کنيد به مثال دو بچه اي که استدلال مي نمايند که چه کسي آخرين برش کيک را تصاحب نمايد. تصميم گرفته مي شود که يکي از بچه ها کيک را ببرد و ديگري قطعه کيک را براي خوردن انتخاب نمايد. جدول استراتژي مطابق زير مي باشد:

 

 

Chooser chooses biggest piece

Chooser chooses smallest piece

Cutter cuts even

Chooser gets a crumb more

Cutter gets a crumb more

Cutter cuts uneven

Chooser gets a big piece

Cutter gets a smal piece

راه حل مينيماکس براي انتخاب کننده تصاحب نيمي از کيک به علاوه يک خرده بيشتر است که اين راه حل ماکسيمين براي برش دهنده نيز مي باشد. تقريبا اين نتيجه مسلمي بود که مي توانست پيش بيني گردد.

برخي از بازيها پيامد با نقطه زيني ندارند , درواقع اين مسئله براي بيشتر بازيها مصداق دارد. يک مثال ساده سنگ - کاغذ - قيچي است .

 

A chooses ROCK

A chooses SCISSORS

A chooses PAPER

B chooses ROCK

tie

B wins

A wins

B chooses SCISSORS

A wins

Tie

B wins

B chooses PAPER

B wins

A wins

tie

با وجود نداشتن پيامدي با نقطه زيني قابل پيش بيني , استراتژي اختلاطيي وجودارد که به بهترين شکلي نتيجه بخش است. استراتژيي که بر مبناي انتخابي کاملا تصادفي و د رعين حال امکان پذيرخلق مي گردد, گزينش يکي از سه حالت سنگ , کاغذ و قيچي بدون در نظر داشتن الگوي خاصي است. اگر شما به گزينه خاصي توجه داشته باشيد و يا اگر گزينش شما از يک الگوخاصي تبعيت مي کند,بدانيد که اين امکان براي حريف شما فراهم شده است تا بر اساس الگو مورد نظرشما برنده بازي شود. البته استراتژي هاي بدتري هم وجود دارند.( تمامي تمهيدات مديريتي در تسلط و تاثير بر برنامه هاي کلان در زندگي شخصي پرسنل سازمان با آگاهي از استراتژي ايشان , ميزان پايبندی به اصول اخلاقی و قوانين و مقررات مدنی و درون سازمانی صورت گرفته و بر اساس قدرت مانور در انتخابهاي مختلف است که سرنوشت کاري هر يک از  اعضای سازمان رقم مي خورد ) .

ليزا: توجه کن! فقط يک راه براي تعيين نتيجه سنگ – کاغذ – قيچي وجود دارد .

ذهن ليزا: بيچاره "بارت"  که قابل پيش بيني است. هميشه سنگ را انتخاب مي کند.

ذهن بارت: سنگ خوبه . هيچ چيزي نمي تونه به اون غلبه کنه!

(بارت سنگ را نشان ميدهد , ليزا کاغذ را )  .

بارت: اوه

سيمپسونها ( قطعه " the front " )

 

يک استراتژي اختلاطي: عبارت است از انتخاب احتمالي بين استراتژي هاي مختلفي که مبنتي بروزن احتمالات محاسبه شده اند. در مورد سنگ , کاغذ, قيچي , بهترين استراتژيها آنهايي هستند که بار( احتمالي)  مساوي دارند. يعني تا بازيکنان و تمايلات يا اهداف ايشان مشخص نباشد تا براساس آن بتوان براي هر گزينه احتمالي را محاسبه نمود, امکان پيش بيني پيامد ها و انتخاب استراتژي مناسب وجود نخواهد داشت.

استراتژيهاي اختلاطي و بازيهاي تصادفي

بيشتر بازيها با عناصري تصادفي سرو کار دارند, پرتاب يک طاس , توزيع ورقها, غيره . درحاليکه قضيه مينيماکس نميتواند استراتژي برد را در اين بازيها تضمين نمايد , استراتژي اختلاطيي وجود دارد که  مي تواند بهترين گزينه برد را در اختيار شما قرار مي دهد .

به مثال زيرشامل نمودار بين پرتابگر و توپ زن ( دربازي بيسبال) توجه نماييد. ميانگين تعداد دفعات زدن توپ مبتني است برنحوه پرتاب پرتابگر و آنچه توپ زن انتظار دارد .

 

 

 

Batter expects a Curveball

Batter expects a Fastball

Batter expects a Screwball

Pitcher throws a Curveball

.400

.300

.000

Pitcher throws a Fastball

.200

.400

.300

Pitcher throws a Screwball

.000

.200

.400

بر مبناي اين احتمالات , اين پرتابگراست که  تصميم ميگيرد چگونه توپ را پرتاب نمايد و متقابلا  توپ زن بايستي برمبناي گمان خويش از نوع پرتاب , نحوه زدن توپ را انتخاب نمايد. بهترين استراتژي اختلاطي براي پرتابگر عبارت است از پرتاب screwball ها با 60 % درهر نوبت و curveball ها با 40% در هر نوبت . درپاسخ توپ زن انتظار 80 % fastball ها و 20 % screwball ها را دارد. اگر هر دوآنها اين استراتژيها را بکار گيرند, توپ زن به طورمتوسط 240 ضربه خواهد زد. ما از چگونگي محاسبه اين استراتژي اختلاطي حين بازي و درآن شرايط سر در نمي آوريم. چيزي که مهم است اين که در هر بازي مجموع صفر , دو بازيکن وضعيتي وجود دارد که يک استراتژي اختلاطي ايده آل را در آن مي توان يافت.

بازيهاي مجموع غير صفر

دربازيهاي مجموع غير صفر , يک مجموع ارزش تثبيت شده وجود دارد . هرمرحله پيروزي براي يک بازيکن به معني باخت بازيکن ديگر است . بازيهاي مجموع غير صفر به معني اين است که هر دو بازيکن بالقوه  توان بدست آوردن يا از دست را دارند که وابسته به استراتژي ايشان مي باشد . به بازي ( chicken ) توجه نماييد , دو نوجوان در اتومبيلهايشان به سرعت به طرف يکديگر مي رانند. اگر يکي بترسد و منحرف شود ديگري مي برد . اگر هردو منحرف شوند هيچکس نمي برد اما هر دو باقي مي مانند. اگر هيچ کدام منحرف نشوند هر دو ماشين هايشان و احتمالا زندگيشان را مي بازند . استراتژي برد ( ايده آل ) ؟ انحراف

بازي مشهور مجموع غير صفر ديگر معماي زنداني است: دونفر که مظنون به شرکت در يک سرقت مسلحانه هستند در جريان يک درگيري سخت دستگير مي شوند. هر دو جداگانه مورد بازجويي قرار مي گيرند و وعده يک معامله با شرايط يکسان ( به هر دو ) داده مي شود:

" اگر تو دوستت را لو بدهي مي تواني آزاد شوي ولي دوستت 5 سال حبس خواهد شد . اگرشما هر دو يکديگر را  لو بدهيد , هر دو شما به سه سال حبس محکوم خواهيد شد و اگر هيچکدام لو ندهيد , شما هر دو يک سال در مرکزبازپروري خدمت خواهيد کرد ."

 اگر شما يکي از زنداني ها بوديد چه مي کرديد؟

اين مورد مثالي از بازي مجموع غير صفر بدون نقطه زيني مينيماکس مي باشد. شرط خدمت براي هر دو زنداني بهترين شرط است هر گاه هر دو دهانهايشان را بسته نگه دارند . اما در شرايط فردي ( بدون احتساب منافع طرفين ) بهتر آن است که دوستتان را لو بدهيد .

دراينجا موردي را مي خواهم مطرح نمايم که جنبه مثبت تري دارد و در کلاسهاي درس بحثهاي زيادي ايجاد مي نمايد:

يک آدم خير عجيب 3000 دلار به هر عضو کلاس که آن را از او بخواهد اعطا مي کند مشروط بر اينکه همه شما در صورت خواستن هديه فوق کلمه " بلي" را نوشته باشيد. اکنون همان آدم خيرعجيب بنا به اعتقادي که به تلافي تواضع و حس مشارکت دارد درقبال اينکه هر کسي بنويسد " نه " يعني نميخواهم , به هر عضوي 10000 دلار مي دهد و  اگرفقط يک نفر بنويسد " بلي" يعني مي خواهم مثل قبل فقط 3000 دلار به همه خواهد داد و هرهمه بنويسند " نه " نمي خواهم , هيچ چيزي دريافت نخواهند کرد. اگر شمابوديد چه مي کرديد؟

آيا شما 3000 دلار را تضمين ميکرديد يا شما به بقيه کلاس اعتمادمي کرديدجهت دريافت 10000 دلار؟

 اغلب اين بازيها, بازيهاي آفت– اشتراک (منافع)  ناميده مي شوند, و اين بازيها در ارتباط با موقعيتهاي اخلاقي بسيار قابل توجه هستند. آيا شما راي مي دهيد ؟ همکاري در يک امر خيرچطور؟ انجام اين چيزها مستلزم صرف وقت و پول شماست ولي تلاش فردي شما تاثير زيادي نخواهد داشت اما اگر افراد بيشتري همياري داشته باشند, آن وقت نتيجه متفاوت خواهد بود.

 جنگ تصادفي است , با  N  بازيکن , مجموع غير صفر و بدون آگاهي کامل از وضعيت بازي که به هوشياري و زيرکي فوق العاده ,همچنين تفکري برمبناي استراتژي نياز دارد, جنگ نياز به ريسک هم خواهد داشت . نقطه زيني ممکن است رسيدن به اين نتيجه باشد :

" ما چنگ را پيروز خواهيم شد , اما قريب به يقين چندين چالش و نبرد را از دست خواهيم داد . " 

اميدواريم هر استراتژي که در مذاکرات سياسي و يا نظامي اتخاذ مي نماييم به نتيجه مطلوبي بيانجامد( يعني تعداد شکستها و باج ها در چالش ها و مذارکرات بينابين کاهش يافته و با حداقل باختها به برد دست يازيم .

منطق بازي چيست ؟

منطق بازي در نظريه بازيها به معناي  بيشينه نمودن سود يا امتياز حاصل از بازي است صرف نظر از آنچه ديگر بازيکنان انجام مي دهند . بنابراين حرکتهايي که يک بازيکن در بازي انجام مي دهد :

الف) محدود به قوانين و قراردادهاي بازي است .

ب) همساز با منافع و امتيازهايي است  که انتظار دارد در نتيجه بازي حاصل نمايد .

بازيها به دوگروه تقسيم مي شوند :

1-    بازيهاي غير اشتراکي : در اين نوع بازيها , بازيکنان مستقلا و بدون در نظر داشتن آنچه ديگر بازيکنان انجام ميدهند , تصميم گرفته و عمل مي نمايند .

2-    بازي هاي اشتراکي : در اين نوع بازي بازيکنان ممکن است با يکديگر همکاري و مشارکت نمايند . در واقع باز هم منافع مشترک باعث گره خوردن استراتژيها و مشارکت در کسب نتيجه در کلافي از همزيستي و رقابت مي باشد .

عناصر يک بازي :

1 – مجموعه بازيکنان ( که اين مجموعه مي تواند حد اقل يک عضو داشته باشد Pi                              D

2- مجموعه قوانين ( قراردادها)                                                                                                                   R

3- مجموعه استراتژيها  ( براي هر بازيکن i )                                                                Si                    

4- مجموعه نتايج ( پيامدها )                                                                                                                       O

5-  امتياز ها ( منافع بازي ) براي هر نتيجه o يا O در هر بازيکن i                                             (O) Ui                     

براي شروع هر بازي به دنبال پاسخي براي پرسشهاي زير باشيد :

1-  بازي چيست  ؟

2- بازيکنان چه کساني هستند و در رابطه با اين بازي چه ويژگيهاي شخصيتيي دارند ؟     

2- بازي شامل چه قرار داد ها و قوانيني است ؟ چه کساني اين قراردادها و قوانين را وضع نموده اند ؟ بر اساس چه ايدئولوژيي اين قراردادها شکل گرفته اند ؟

3-  چه نتايجي از اين بازي حاصل مي شود ؟ برد _ باخت , برد _ برد ؟

4- امتيازها و منافع نتايج مختلف بازي چه مي باشد ؟ ( در ازاء برد چه جايزه يا امتيازي د رانتظار ماست و در ازاء باخت چه چيزهايي را از دست مي دهيم و جريمه ما چيست ؟  

5-  چه استراتژيهايي مي تواند بر محدوديتهاي قوانين و قراردادها چيره شده و در مراحل مختلف بازي نتيجه را به نفع ما تضمين نمايد ؟ استراتژي يک فعاليت ذهني است يا نتيجه يک واکنش دروني است ؟ استراتژيست هنرمند است يا عالم ؟

6-  آيا استراتژي ها از پيش تعيين شده هستند يا بر اساس شرايط مختلف بازي استراتژي شکل مي گيرد ؟ و ...

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

دکارت| شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

مي انديشم پس هستم - مروري بر دكارت و فلسفه او
 

رنه دكارت علاوه بر فيلسوف از رياضيدانان و فيزيكدانان بزرگ عصر رنسانس نيز بوده است، طوريكه او را پدر هندسه تحليلي نيز ناميده اند. او در 31 مارس 1596 در فرانسه به دنيا آمد و پس از طي دوره تحصيلي هشت ساله در بيست سالگي به جهان گردي پرداخت و از آن پس به قول خودش كوشيد در پي خرد برود. از اين رو به ارتش هلند پيوست و به جنگ رفت و بدين ترتيب اوقاتي از عمر را در قسمتهاي گوناگون اروپا گذراند در 1629 باز هم روانه هلند شد و نزديك بيست سال در آنجا و در آرامش به تحقيقات خود پرداخت. تحقيقات دكارت بيشتر تجربه و تفكر شخصي بود، او كمتر از كتاب و نوشته استفاده مي كرد و اين ما را ياد سقراط مي اندازد كه در كوچه هاي آتن قدم مي زد و با هر كس به بحث و فلسفه مي پرداخت و هيچ گاه چيزي از خود ننوشت!

دكارت در سپتامبر 1649 به دعوت ملكه سوئد براي تعليم فلسفه خويش به دربار وي در استكهلم رفت اما شرايط آب و هوا و همينطور نوع زندگي كه دكارت به آن عادت نداشت او را به بيماري ذات الريه مبتلا ساخت و در 11 فوريه 1650 در همان جا در گذشت.عصري كه دكارت در آن مي زيست به عصر شكاكيت نيز معروف مي باشد و نمايان است كه "شك" نه تنها اعتقادات ديني را متزلزل مي كند بلكه آسايش و آرامش زندگي را نيز مختل مي كند. دكارت نيز كه به ديانت مسيحي معتقد و به گفته خودش وجود خداوند را همچون قضاياي رياضي بديهي مي دانست براي بر انداختن شكاكيت و رهانيدن اعتقادات و علوم از چنگال شك به تاسيس فلسفه جديدي پرداخت، بمين خاطر او را پدر فلسفه نو نيز ناميده اند.

او همانند ارشميدس كه معتقد بود: "براي اينكه بتواند كره خاكي را از جا بر كند و به مكان ديگر منتقل كند تنها نيازمند يك نقطه ثابت و ساكن بود"، به دنبال نقطه اي ثابت مي گشت تا بر آن تكيه كند. از اينرو دكارت مي گويد: "در ابتدا بايد به همه چيز شك كرد" او نمي خواست قدم اول و پايه بنا را بر جاي سست قرار دهد. و در ادامه اين شك او از اين هم فراتر مي رود و مي گويد: "حتي به حواسمان نيز نمي توانيم اعتماد كنيم، حواسمان ممكن است ما را بفريبند." اما در اين ميان تنها چيزي كه براي او مسلم بود همين شك كردن او بود. اين شك تنها چيزي بود كه او يقين داشت و وقتي شك مي كند، حتما مي انديشد و چون مي انديشد حتما موجودي انديشنده است! و يا به گفته خود او: "مي انديشم، پس هستم". او مي گويد: وقتي من حكم مي كنم كه شيئي هست يا موجود است چرا كه آنها را مي بينم، قطعا با بداهت بيشتري لازم مي آيد كه خود من كه شي را ميبينم، وجود داشته باشم چون ممكن است آنچه من مي بينم در واقع آن شي نباشد، همچنان كه ممكن است من حتي چشمي نداشته باشم كه چيزي را ببيند ولي محال است وقتي مي بينم يا فكر مي كنم كه مي بينم (فرقي نمي كند) خود من كه فكر مي كنم معدوم باشم."

او اين نقطه ثابت را بدست آورده بود و در ادامه از اين نقطه پيش تر مي رود و به اثبات و جود خداوند، تجرد نفس، بيان ماهيت خطا، بيان ماهيت ماده و به اثبات عالم خارج مي پردازد، كه اينها همه در رساله تاملات او جمع آوري شده است.

تاملات نه تنها بهترين اثر دكارت بلكه بهترين و مهمترين اثر قرن هفدهم به شمار آورد.

وجود خدا در نظر دكارت همانند " هر كه انديشيد پس هست" خود - بديهي بود. او مي گفت: تصور وجود كامل را همه ما داريم و لازمه چنين تصوري آن است كه بايد وجود كاملي وجود داشته باشد چون وجود كامل اگر وجود نمي داشت كامل نمي بود، در ضمن اگر وجود كاملي در ميان نبود تصور آن نيز به ذهنمان راه نمي يافت! به گفته دكارت تصور خدا در ذات ماست. اين تصور از وقتي كه بدنيا مي آييم و مثل علامتي كه سازنده روي فرآورده خود مي گذارد بر ما نقش شده است. چرا كه تصور كمال از انسان بي كمال ممكن نيست
نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

پروفسور حسابي | شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.

استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد.

پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد.

حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي

_ پايه گذاري دانشسراي عالي

_ ساخت اولين راديو در كشور

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران

_ تعيين ساعت ايران

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

هندسه نااقليدسي و انحناي فضا| شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

 مقدمه

علومي كه از يونان باستان توسط انديشمندان اسلامي محافظت و تكميل شد، از قرون يازدهم ميلادي به بعد به اروپا منتقل شد، بيشتر شامل رياضي و فلسفه ي طبيعي بود. فلسفه ي طبيعي توسط كوپرنيك، برونو، كپلر و گاليله به چالش كشيده شد و از آن ميان فيزيك نيوتني بيرون آمد. چون كليسا خود را مدافع فلسفه طبيعي يونان مي دانست و كنكاش در آن با خطرات زيادي همراه بود، انديشمندان كنجكاو بيشتر به رياضيات مي پرداختند، زيرا كليسا نسبت به آن حساسيت نشان نمي داد. بنابراين رياضيات نسبت به فيزيك از پيشرفت بيشتري برخوردار بود. يكي از شاخه هاي مهم رياضيات هندسه بود كه آن هم در هندسه ي اقليدسي خلاصه مي شد.

در هندسه ي اقليدسي يكسري مفاهيم اوليه نظير خط و نقطه تعريف شده بود و پنچ اصل را به عنوان بديهيات پذيرفته بودند و ساير قضايا را با استفاده از اين اصول استنتاج مي كردند. اما اصل پنجم چندان بديهي به نظر نمي رسيد. بنابر اصل پنجم اقليدس از يك نقطه خارج از يك خط، يك خط و تنها يك خط مي توان موازي با خط مفروض رسم كرد. برخي از رياضيدانان مدعي بودند كه اين اصل را مي توان به عنوان يك قضيه ثابت كرد. در اين راه بسياري از رياضيدانان تلاش زيادي كردند و نتيجه نگرفتند. خيام ضمن جستجوي راهي براي اثبات "اصل توازي" مبتكر مفهوم عميقي در هندسه شد. در تلاش براي اثبات اين اصل، خيام گزاره هايي را بيان كرد كه كاملا مطابق گزاره هايي بود كه چند قرن بعد توسط واليس و ساكري رياضيدانان اروپايي بيان شد و راه را براي ظهور هندسه هاي نااقليدسي در قرن نوزدهم هموار كرد. سرانجام و پس از دو هزار سال اصولي متفاوت با آن بيان كردند و هندسه هاي نااقليدسي شكل گرفت. بدين ترتيب علاوه بر فلسفه ي طبيعي رياضيات نيز از انحصار يوناني خارج و در مسيري جديد قرار گرفت و آزاد انديشي در رياضيات آغاز گرديد.

1-5 اصطلاحات بنيادي رياضيات

طي قرنهاي متمادي رياضيدانان اشياء و موضوع هاي مورد مطلعه ي خود از قبيل نقطه و خط و عدد را همچون كميت هايي در نظر مي گرفتند كه در نفس خويش وجود دارند. اين موجودات همواره همه ي كوششهاي را كه براي تعريف و توصيف شايسته ي آنان انجام مي شد را با شكست مواجه مي ساختند. بتدريج اين نكته بر رياضيدانان قرن نوزدهم آشكار گرديد كه تعيين مفهوم اين موجودات نمي تواند در داخل رياضيات معنايي داشته باشد. حتي اگر اصولاً داراي معنايي باشند.

بنابراين، اينكه اعداد، نقطه و خط در واقع چه هستند در علوم رياضي نه قابل بحث است و نه احتياجي به اين بحث هست. يك وقت براتراند راسل گفته بود كه رياضيات موضوعي است كه در آن نه مي دانيم از چه سخن مي گوييم و نه مي دانيم آنچه كه مي گوييم درست است.

دليل آن اين است كه برخي از اصطلاحات اوليه نظير نقطه، خط و صفحه تعريف نشده اند و ممكن است به جاي آنها اصطلاحات ديگري بگذاريم بي آنكه در درستي نتايج تاثيري داشته باشد. مثلاً مي توانيم به جاي آنكه بگوييم دو نقطه فقط يك خط را مشخص مي كند، مي توانيم بگوييم دو آلفا يك بتا را مشخص مي كند. با وجود تغييري كه در اصطلاحات داديم، باز هم اثبات همه ي قضاياي ما معتبر خواهد ماند، زيرا كه دليل هاي درست به شكل نمودار بسته نيستند، بلكه فقط به اصول موضوع كه وضع شده اند و قواعد منطق بستگي دارند.

بنابراين، رياضيات تمريني است كاملاً صوري براي استخراج برخي نتايج از بعضي مقدمات صوري. رياضيات احكامي مي سازند به صورت هرگاه چنين باشد، آنگاه چنان خواهد شد و اساساً در آن صحبتي از معني فرضها يا راست بودن آنها نيست. اين ديدگاه (صوريگرايي) با عقيده ي كهن تري كه رياضيات را حقيقت محض مي پنداشت و كشف هندسه هاي نااقليدسي بناي آن را درهم ريخت، جدايي اساسي دارد. اين كشف اثر آزادي بخشي بر رياضيدانان داشت.

2-5 اشكالات وارد بر هندسه اقليدسي

هندسه ي اقليدسي بر اساس پنچ اصل موضوع زير شكل گرفت:

اصل اول - از هر نقطه مي توان خط مستقيمي به هر نقطه ي ديگر كشيد.

اصل دوم - هر پاره خط مستقيم را مي توان روي همان خط به طور نامحدود امتداد داد.

اصل سوم - مي توان دايره اي با هر نقطه دلخواه به عنوان مركز آن و با شعاعي مساوي هر پاره خط رسم كرد.

اصل چهارم - همه ي زواياي قائمه با هم مساوي اند.

اصل پنجم - از يك نقطه خارج يك خط، يك خط و و تنها يك خط مي توان موازي با خط مفروض رسم كرد.

اصل پنجم اقليدس كه ايجاز ساير اصول را نداشت، به هيچوجه واجد صفت بديهي نبود. در واقع اين اصل بيشتر به يك قضيه شباهت داشت تا به يك اصل. بنابراين طبيعي بود كه لزوم واقعي آن به عنوان يك اصل مورد سئوال قرار گيرد. زيرا چنين تصور مي شد كه شايد بتوان آن را به عنوان يك قضيه نه اصل از ساير اصول استخراج كرد، يا حداقل به جاي آن مي توان معادل قابل قبول تري قرار داد.

در طول تاريخ رياضيدانان بسياري از جمله، خواجه نصيرالدين طوسي، جان واليس، لژاندر، فوركوش بويوئي و ... تلاش كردند اصل پنجم اقليدس را با استفاده از ساير اصول نتيجه بگيرنر و آن را به عنوان يك قضيه اثبات كنند. اما تمام تلاشها بي نتيجه بود و در اثبات دچار خطا مي شدند و به نوعي همين اصل را در اثباط خود به كار مي بردند. دلامبر اين وضع را افتضاح هندسه ناميد.

يانوش بويوئي يكي از رياضيدانان جواني بود كه در اين را تلاش مي كرد. پدر وي نيز رياضيداني بود كه سالها در اين اين مسير تلاش كرده بود .

و طي نامه اي به پسرش نوشت: تو ديگر نبايد براي گام نهادن در راه توازي ها تلاش كني، من پيچ و خم اين راه را از اول تا آخر مي شناسم. اين شب بي پايان همه روشنايي و شادماني زندگي مرا به كام نابودي فرو برده است، التماس مي كنم دانش موازيها را رها كني.

ولي يانوش جوان از اخطار پدير نهرسيد، زيرا كه انديشه ي كاملاً تازه اي را در سر مي پروراند. او فرض كرد نقيض اصل توازي اقليدس، حكم بي معني اي نيست. وي در سال 1823 پدرش را محرمانه در جريان كشف خود قرار داد و در سال 1831 اكتشافات خود را به صورت ضميمه در كتاب تنتامن پدرش منتشر كرد و نسخه اي از آن را براي گائوس فرستاد. بعد معلوم شد كه گائوس خود مستقلاً آن را كشف كرده است.

بعدها مشخص شد كه لباچفسكي در سال 1829 كشفيات خود را در باره هندسه نااقليدسي در بولتن كازان، دو سال قبل از بوئي منتشر كرده است. و بدين ترتيب كشف هندسه هاي نااقليدسي به نام بويوئي و لباچفسكي ثبت گرديد.

3-5 هندسه هاي نا اقليدسي

اساساً هندسه نااقليدسي چيست؟ هر هندسه اي غير از اقليدسي را نا اقليدسي مي نامند. از اين گونه هندسه ها تا به حال زياد شناخته شده است. اختلاف بين هندسه هاي نا اقليدسي و اقليدسي تنها در اصل توازي است. در هندسه اقليدسي به ازاي هر خط و هر نقطه نا واقع بر آن يك خط مي توان موازي با آن رسم كرد.

نقيض اين اصل را به دو صورت مي توان در نظر گرفت. تعداد خطوط موازي كه از يك نقطه نا واقع بر آن، مي توان رسم كرد، بيش از يكي است. و يا اصلاً خطوط موازي وجود ندارند. با توجه به اين دو نقيض، هندسه هاي نا اقليدسي را مي توان به دو گروه تقسيم كرد.

يك - هندسه هاي هذلولوي

هندسه هاي هذلولوي توسط بويوئي و لباچفسكي بطور مستقل و همزمان كشف گرديد.

اصل توازي هندسه هذلولوي - از يك خط و يك نقطه ي نا واقع بر آن دست كم دو خط موازي با خط مفروض مي توان رسم كرد.

دو - هندسه هاي بيضوي

در سال 1854 فريدريش برنهارد ريمان نشان داد كه اگر نامتناهي بودن خط مستقيم كنار گذاشته شود و صرفاً بي كرانگي آن مورد پذيرش واقع شود، آنگاه با چند جرح و تعديل جزئي اصول موضوعه ديگر، هندسه سازگار نااقليدسي ديگري را مي توان به دست آورد. پس از اين تغييرات اصل توازي هندسه بيضوي بصورت زير ارائه گرديد.

اصل توازي هندسه بيضوي - از يك نقطه ناواقع بر يك خط نمي توان خطي به موازات خط مفروض رسم كرد.

يعني در هندسه بيضوي، خطوط موازي وجود ندارد. با تجسم سطح يك كره مي توان سطحي شبيه سطح بيضوي در نظر گرفت. اين سطح كروي را مشابه يك صفحه در نظر مي گيرند. در اينجا خطوط با دايره هاي عظميه كره نمايش داده مي شوند. بنابراين خط ژئودزيك يا مساحتي در هندسه بيضوي بخشي از يك دايره عظيمه است.

در هندسه بيضوي مجموع زواياي يك مثلث بيشتر از 180 درجه است. در هندسه بيضوي با حركت از يك نقطه و پيمودن يك خط مستقيم در آن صفحه، مي توان به نقطه ي اول باز گشت. همچنين مي توان ديد كه در هندسه بيضوي نسبت محيط يك دايره به قطر آن همواره كمتر از عدد پي است.

4-5 انحناي سطح يا انحناي گائوسي

اگر خط را راست فرض كنيم نه خميده، چنانچه ناگزير باشيم يك انحناي عددي k به خطي نسبت دهيم براي خط راست خواهيم داشت k=o انحناي يك دايره به شعاع r برابر است با k=1/r.

تعريف مي كنند. همچنين منحني هموار، منحني اي است كه مماس بر هر نقطه اش به بطور پيوسته تغيير كند. به عبارت ديگر منحني هموار يعني در تمام نقاطش مشتق پذير باشد.

براي به دست آوردن انحناي يك منحني در يك نقطه، دايره بوسان آنرا در آن نقطه رسم كرده، انحناي منحني در آن نقطه برابر با انحناي دايره ي بوسان در آن نقطه است. دايره بوسان در يك نقطه از منحني، دايره اي است كه در آن نقطه با منحني بيشترين تماس را دارد. توجه شود كه براي خط راست شعاع دايره بوسان آن در هر نقطه واقع بر آن بينهايت است.

براي تعيين انحناي يك سطح در يك نقطه، دو خط متقاطع مساحتي در دو جهت اصلي در آن نقطه انتخاب كرده و انحناي اين دو خط را در آن نقاط تعيين مي كنيم. فرض كنيم انحناي اين دو خط

k1=1/R1 and k2=1/R2

باشند. آنگاه انحناي سطح در آن نقطه برابر است با حاصلضرب اين دو انحنا، يعني :

k=1/R1R2

انحناي صفحه ي اقليدسي صفر است. همچنين انحناي استوانه صفر است:

k=o

براي سطح هذلولوي همواره انحناي سطح منفي است :

k

براي سطح بيضوي همواره انحنا مثبت است :

k>o

در جدول زير هر سه هندسه ها با يكديگر مقايسه شده اند:


نوع هندسه
تعداد خطوط موازي
مجموع زواياي مثللث
نسبت محيط به قطر دايره
اندازه انحنا
اقليدسي
يك
180
عدد پي
صفر
هذلولوي
بينهايت
< 180
> عدد پي
منفي
بيضوي
صفر
> 180
< عدد پي
مثبت



4-6 مفهوم و درك شهودي انحناي فضا

سئوال اساسي اين است كه كدام يك از اين هندسه هاي اقليدسي يا نا اقليدسي درست است؟

پاسخ صريح و روشن اين است كه بايد انحناي يك سطح را تعيين كنيم تا مشخص شود كدام يك درست است. بهترين دانشي كا مي تواند در شناخت نوع هندسه ي يك سطح مورد استفاده و استناد قرار گيرد، فيزيك است. يك صفحه ي كاغذ برداريد و در روي آن دو خط متقاطع رسم كنيد. سپس انحناي اين خطوط را در آن نقطه تعيين كرده و با توجه به تعريف انحناي سطح حاصلضرب آن را به دست مي آوريم. اگر مقدار انحنا برابر صفر شد، صفحه اقليدسي است، اگر منفي شد مي گوييم صفحه هذلولوي است و در صورتي كه مثبت شود، ادعا مي كنيم كه صفحه بيضوي است .

در كارهاي معمولي مهندسي نظير ايجاد ساختمان يا ساختن يك سد بر روي رودخانه، انحناي سطح مورد نظر برابر صفر است، به همين دليل در طول تلريخ مهندسين همواره از هندسه اقليدسي استفاده كرده اند و با هيچگونه مشكلي هم مواجه نشدند. يا براي نقشه برداري از سطح يك كشور اصول هندسه ي اقليدسي را بكار مي برند و فراز و نشيب نقاط مختلف آن را مشخص مي كنند. در اين محاسبات ما مي توانيم از خطكش هايي كه در آزمايشگاه يا كارخانه ها ساخته مي شود، استفاده كنيم. حال سئوال اين است كه اگر خطكش مورد استفاده ي ما تحت تاثير شرايط محيطي قرار بگيرد چه بايد كرد؟ اما مي دانيم از هر ماده اي كه براي ساختن خطكش استفاده كنيم، شرايط فيزيكي محيط بر روي آن اثر مي گذارد. البته با توجه با تاثير محيط بر روي خطكش ما تلاش مي كنيم از بهترين ماده ي ممكن استفاده كنيم. بهمين دليل چوب از لاستيك بهتر است و آهن بهتر از چوب است.

اما براي مصافتهاي دور نظير فواصل نجومي از چه خطكشي (متري) مي توانيم استفاده كنيم؟ طبيعي است كه در اينجا هيچ خطكشي وجود ندارد كه بتوانيم با استفاده از آن فاصله ي بين زمين و ماه يا ستارگان را اندازه بگيريم. بنابراين بايد به ساير امكاناتي توجه كنيم كه در عمل قابل استفاده است. اما در اينجا چه امكاناتي داريم؟ بهترين ابزار شناخته شده امواج الكترومغناطيسي است. اگر مسير نور در فضا خط مستقيم باشد، در اينصورت با جرت مي توانيم ادعا كنيم كه فضا اقليدسي است. براي پي بردن به نوع انحناي فضا بايد مسير پرتو نوري را مورد بررسي قرار دهيم .

اما تجربه نشان مي دهد كه مسير نور هنگام عبور از كنار ماده يعني زماني كه از يك ميدان گرانشي عبور مي كند، خط مستقيم نيست، بلكه منحني است. بنابراين فضاي اطراف اجسام اقليدسي نيست. به عبارت ديگر ساختار هندسي فضا نااقليدسي است.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

ايزاك نيوتن | شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

ايزاك نيوتن در سال 1642 در انگلستان بدنيا آمد.پدرش دو ماه قبل از متولدشدنش درگذشته بود. زماني كه ايزاك 3 ساله بود مادرش دوباره ازدواج كرد،واو نزد مادربزرگش باقي ماند. او علاقه اي به مزرعه خانوادگي نداشت،به همين جهت او براي تحصيل به دانشگاه كمبريج فرستاده شد.

ايزاك تنها چند ماه بعد ازمرگ گاليله متولد شد،يكي از بزرگترين دانشمندان تمام قرن ها. گاليله ثابت كرده بود كه اين سياره ها هستند كه به دور خورشيد مي چرخند و نه بدور زمين،آمطور كه عموم مردم مي انديشيدند. ايزاك نيوتن به دستاوردها و اكتشافات گاليله و ديگران بسيار علاقمند بود. ايزاك فكر مي كرد كه عالم هستي مثل ماشيني عمل مي كند كه قوانين كم و ساده اي بر آن حاكم است.

او همانند گاليله بر اين انديشه بود كه رياضيات راهي ست براي اثبات و بيان اين قوانين.نيوتن يكي از بزرگترين دانشمندان دنيا بود چون هم ايده و انديشه هاي خود را حفظ كرده بود و هم از انديشه هاي ديگر دانشمندان بهره ميگرفت تا تصويري از كاركرد عالم بدست آورد. ايزاك نحوه كار جهان را با رياضيات مي داد،او قوانين حركت و جاذبه را فرمولبندي كرد.اين قوانين فرمولهاي رياضي هايي هستندكه حركت اشيا هنگامي كه بر آنها نيرويي وارد ميشود را توضيح ميدهند.

هنگامي كه ايزاك به عنوان پروفسور رياضيات در دانشگاه تدريس مي كرد،مشهورترين كتابش،را منتشر كرد. او 3 قانون مهم را در مورد حركت اشيا در اين كتاب آورده است. سپس او تئوري ها و نظراتش را در مورد جاذبه تشريح كرد.

جاذبه نيرويي است كه باعث ميشود اشيا به طرف زمين كشيده شوند. مثلا اگر مدادي از ميز به پايين سقوط كند بر روي كف اتاق مي افتد نه روي سقف.

ايزاك همچنين در اين كتابش از قوانينش استفاده كرد تا نشان دهد كه سيارات در يك مدار بيضوي شكل بدور خورشيد ميگردند نه مداري دايره اي نيوتن از سه قانون براي بيان حركت اجسام استفاده كرد. كه از آنها به قوانين نيوتن اسم برده ميشود.

قانون اول ميگويد كه جسمي كه نه كشيده شود و نه هل داده شود،همچنان باقي مي ماند ويا حركتش را برخط مستقيم با سرعت ثابت ادامه مي دهد.

فهميدن اين مطلب كه يك دوچرخه بدون اينكه كشيده شود ويا هل داده شود بدون حركت مي ماند ساده است،اما فهميدن اينكه جسمي بدون كمك به حركتش ادامه دهد مشكلتر به نظر مي رسد. دوباده به دوچرخه فكر كنيد، اگر كسي در هنگام دوچرخه راندن قبل از توقف دوچرخه ازآن پايين بپرد چه اتفاقي مي افتد؟ به حركتش ادامه ميدهد يا مي افتد.

تمايل يك جسم به بي حركت باقي ماندن وياادامه حركت در يك خط مستقيم با سرعت ثابت اينرسي خوانده ميشو د.

قانون دوم F=MA


نيرو = جرم شتاب بيان ميكند كه چگونه نيرويي بر جسمي عمل ميكند اگر شخصي سوار بر دوچرخه پدال آن را به جلو فشار دهد دوچرخه به سمت جلو ميرود،واگه شخصي دوچرخه را از پشت بگيرد و به جلو هل دهد شتاب دوچرخه افزايش مي يابد.اگر دوچرخه سوار ترمز را فشار بدهد از سرعتش بآرامي كم ميشود واگراو فرمان دوچرخه را به سمتي به گرداند،مسيرآن عوض خواهد شد.

قانون سوم مي گويداگر جسمي كشيده شود يا هل داده شود،همين جسم در مسيرمخالف به همان اندازه ميكشد و يا هل خواهد داد.

شخصي جعبه اي را بلند ميكند،براي اين كار نيرويي صرف كرده است جعبه سنگين است به اين دليل كه،همان مقدار نيرو را به دستهاي بلندكننده وارد ميكند. اين وزن از طريق پاهاي فرد به زمين منتقل ميشود،زمين هم به همان اندازه به پاهاي فرد نيرويي به سمت بالا وارد مي كند. اگر زمين نيروي كمي را به شخص وارد كند،شخص بلندكننده مي افتد. و اگر كف زمين نيروي زيادي وارد كند شخص به پرواز در خواهدآمد.

بيشتر مردم وقتي به نيوتن فكر ميكنند،اون رو زير يك درخت سيب در حال افتادن سيب مي بينند.زماني كه نيوتن سيب راهنگام افتادن ديد به فكر حركت خاصي افتادـجاذبه. نيوتن فهميد كه جاذبه نيروي جذب كننده اي ست بين دو جسم. او همچنين دانست كه اجسام با جرم بيشتر نيروي جاذبه بيشتري را اعمال مي كنند،يا به بيان ديگري اجسام كوچكتر را به سمت خود مي كشند.اين همان دليلي است كه سيب به خاطر آن به سمت زمين مي افتدبه جاي رفتن به هوا،واينكه چرا مردم در آسمان شناور نيستند ايزاك در مورد جاذبه وسيب انديشيد. او فكر مي كرد كه ممكن است جاذبه به زمين واشياي بر روي آن محدود نشود چه مي شوداگر جاذبه در ماه واطراف آن وجود داشته باشد؟ ايزاك نيرويي كه لازم بود تا ماه به دور زمين بگردد را محاسبه كرد.وسپس با نيرويي كه موجب افتادن سيب شده بود،مقايسه كرد.بعد از پذيرفتن اين واقعيت كه ماه بسيار از زمين دور است،و جرم بسيار بيشتري دارد،او متوجه شدكه نيروها مساوي است.ماه توسط نيروي جاذبه زمين به دور مدار زمين نگه داشته شده است محاسبات نيوتن درك مردم از عالم را تغيير داد.كسي تا آن زمان نمي توانست بگويد كه چرا سيارات در مداراتشان مانده اند؟. چه چيزي آنها را نگه داشته است؟ پنحاه سال قبل از اينكه نيوتن متولد شود تصور مردم براين بود كه سياره ها توسط سپرهاي نامرئي نگه داشته شده است.ايزاك ثابت كردكه آنها توسط جاذبه خورشيد نگه داشته شده اند.همچنين او نشان داد كه نيروي جاذبه به فاصله و جرم دو جسم بستگي دارد او اولين كسي نبود كه فهميد مدار سيارات حلقوي نمي باشد،بلكه بيشتر بيضوي شكل هستند.
نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

مقاله| شنبه چهاردهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

توضیحاتی درباره واژه های اومانیسم مدرنیته و بورژوازی:

بی تردید هیچ کس ( حداقل در ظاهر ) مخالف حفظ کرامت وجودی و غیرت نفس انسانی و محبت ومودت و مهر میان آدمیان نیست . هر فرد با وجدان ومتعهدی نمی خواهد که دیگری را وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود قرار دهد ، یا خود این گونه مورد سوء استفاده قرار گیرد . آدمی ؛ اصالت ، کرامت و حقیقتی دارد که باید فعالیت یافته و شکوفا گردد . بنابراین اگر اومانیسم را به معنای پذیرش کرامت وجودی و معنوی « انسان » فرض کنیم ، تقریباً هیچ کس حداقل در حرف ، مخالف این معنا نخواهد بود .
اما نکته اینجاست که آنچه در دوران جدید غربی پدید آمد و اساساً یک دوره تاریخی چهارصد ، پانصد ساله را در بر می گیرد و تحت عنوان اومانیسم مطرح می گردد ، معنی و ماهیت دیگری دارد . تفکر اومانیستی تفکری خود بنیاد است و مبتنی بر سوپژکتیویه است که لزوماً دیگران را به « ابژه هایی » جهت دخل و تصرف و استثمار و استخدام تبدیل می کند . در واقع در اومانیسم نوعی انکار آشکار مبدأ هستی وجود دارد و می کوشد تا انسان را مالک الرقاب هستی و منشأ و غایت همه چیز معرفی کند . بی تردید هیچکس مخالف این نیست که در حوزه روابط انسانی ، وضع به گونه ای باشد که تکامل و شکوفایی فردیت متعالی آدمی تحقق یابد و هیچ انسانی ، ابزار یا آلت مقاصد دیگری قرار نگیرد ، اما مسئله اینجاست که انسان جز در نسبت قرب با « حق مطلق » و خداوند و یا به تعبیری « حقیقت وجود » به آزادی و فردیت متعالی دست پیدا نمی کند و اومانیسم چون مبتنی بر سوبژکتیویته است ، خواه ناخواه دیگر افراد انسانی و طبیعت و کل عالم را به « ابژه » ای برای دخل و تصرف تبدیل می کند . منتقدان اومانیسم قطع رابطه مابین انسان و حقیقت از طریق « خودبنیادی » (اومانیسم ) را عین دور شدن آدمی از خود و گرفتاری در سراب سرمایه سالاری و نفی و انکار فردیت حقیقتی و متعالی هریک از آدمیان می دانند .
در عرفان نظری در بحث از اسماء الهی این نظر وجود دارد که هر فرد انسانی مظهر اسمی از اسماء الهی و تحت تدبیر و تربیت آن قرار دارد و دقیقاً شکوفایی و تکامل فردی آدمی از طریق تحقق نسبت قرب و انس با اسمی که هر فرد آدمی مظهر آن است تحقق می یابد . باید توجه داشت که این فرد گرایی متعالی واینکه فردی مصداق یک اسم الهی قرار گیرد ؛ به طور ماهوی رودروی با اومانیسم و فرد گرایی بوژروائی قرار دارد . در فردگرایی بورژوائی ، مبنا و محور و دایر مدار هستی انسان خود بنیاد است و این خود بنیادی با غیبت و حذف عالم غیب تلازم کامل دارد . فردگرایی بورژوا فقط در حیطه مقررات حقوقی و برخی وجوه سیاسی فردیت انسان ها را آن هم بر مبنای عالم خود بنیادی به رسمیت می شناسد و افق آرمان گرایانه آن در حد آرمان گرایی بورژوائی ( سودجویی ، مال دوستی ، سوداگری ) خلاصه می گردد ، حال آن که در قلمرو تفکر ترانس مدرن و حکمت معنوی فردیت آدمی به گونه ای متعالی رشد می یابد و به معنای واقعی کلمه ، ظرفیت ها وقابلیت های تکاملی آدمی از قوه به فعل در می آید .
تفکر اومانیستی به این دلیل که « فرد » را « سوبژه » و دیگران را « ابژه » می داند ، خواه ناخواه جوهر استثمار گرایانه و ابزاری نسبت به طبیعت و همچنین دیگر انسانها پیدا می کند . در چنین عالمی ، افرادی که از طریق خلوت گزینی یا تفکر جدی یا مبارزات آرمان خواهانه خواستار شکوفایی فردیت باطنی خود هستند ، یا به شدت تحت فشار قرار می گیرند و یا کاملاً منزوی می گردند . واقعیت این است که اومانیسم به عنوان مظهر اسم نفس اماره ذاتاً ماهیتی بورژوایی ، سوداگر و استثمارگرانه دارد و به دلیل حاکمیت سرمایه سالاری دقیقا مانع رشد و باروری فردیت متعالی آدمیان می گردد .
در پیش گفتیم که اومانیسم ، ماهیتی بورژوائی دارد . حالا به تعریف اصطلاح بورژوائی می پردازیم . بورژوائی در لغت کلمه « بورژ» به معنای « شهرنشین » گرفته شده و ریشه تاریخی آن به قرون 11و 12 به بعد در اروپای غربی برمی گردد که طبقه بازرگان متمول و صنعتگران و صاحبان مانوفاکتورها تدریجاً در شهرها مستقرشده و قدرت یافتند و درمقطعی در قرون 16و17 به ایجاد حکومت های مطلقه و محدودیت قدرت اشراف کمک بسیار نمودند . در « جامعه شناسی طبقات اجتماعی » بورژواها شامل کارخانه داران ، صاحبان صنایع عمده ، تجار بسیار متمول ، بانک داران بزرگ و اساساً طبقات استثمارگر جامعه می شوند . در این معنا ، تعریف بورژوائی در ماهیت طبقاتی آن خلاصه می گردد .
اما به نظر نگارنده ، « بورژوا » چیزی نیست مگر صورت مثالی انسان عصر جدید و در واقع فقط شامل یک طبقه اجتماعی نمی گردد؛ بلکه صورت مثالی انسان عهد مدرنیته است که همه طبقات اجتماعی از سرمایه داران ، کارگران ، طبقات میانی جامعه و حتی روستاییان ، تاحدی از جهاتی حامل روح کلی این صورت مثالی هستند ، کاراکتر تیپیک typic این « انسان بورژوا » را می توان باخصایصی چنین برشمرد : سودگرایی و سوداگری و حرص و آز مبتنی بر نفس اماره و خود بنیادی . شاید بتوان گفت که با این تعریف انسان بورژوا درهمه دوره ها حضور داشته است زیرا که در هر دوره ای عده ای طماع ، سودجو و مال دوست و ....... وجود داشته اند ، البته این سخن درست است ،اما نکته اینجاست که تنها در دوره مدرنیته است که این صورت مثالی دایرمدار عالم قرار می گیرد و در هنر و ادبیات و سینما و علم جدید و فلسفه و ...... ظاهر می گردد . در واقع انسان بورژوا صورت مثالی همه انسانهای عهد مدرن است و صرفاً اختصاص به یک طبقه اجتماعی ندارد ، بلکه صورت مثالی انسان عصر جدید است . در اومانیسم ، همین انسان است که دایر مدار عالم قرار می گیرد و اومانیسم درواقع به معنای اصالت انسان بورژوا است . به عبارت دیگر انسان بورژوا صورت مثالی همه افراد انسانی است که در ذیل اسم نفس اماره زندگی می کنند .
برای صورت مثالی انسان بورژوا ( که باز هم تاکید می کنیم با مفهوم طبقاتی بورژوا در جامعه شناسی سیاسی فرق دارد ) چند خصیصه را می توان فهرست وار برشمرد:
1-سود محوری
2-کمّی اندیشی و محاسبه گری
3- تکیه بر عقل به معنای راسیون
4-داشتن جوهر استثمارگری و شیئی و ابزاری دیدن دیگران
5-گرفتاری در از خودبیگانگی که ریشه در خودبنیادی و بُعد از حقیقت دارد .
6-تلاش و تکاپوی بسیار در جهت کشف و اختراع امکانات و راههای جدید جهت سیطره برعالم و آدم
7-بی اعتقادی به عالم غیب و یا کم اعتقادی در نسبت با حقایق غیبی
8-سرمایه سالار بودن به این معنا که همه چیز را بر مبنای پول و سرمایه و سودجویی مورد محاسبه و ارزش گذاری قرار می دهد .
9- ترکیبی از ولع انباشت سرمایه و حرص و آز مصرف بی حد و حصر
صورت مثالی انسان بورژوا در تک تک آدمیانی که در فضای عصر جدید نفس می کشند منتشر گردیده است و همه افراد یک جامعه اومانیستی اعم از کارگر و بازرگان و کارخانه دار و .... با نسبت های مختلف تجلی بخش این ماهیت بورژوای مثالی هستند .
این تمدن خود بنیاد ( اومانیستی ) را که انسان مثالی آن انسان بورژوا است ؛ « تمدن مدرن » نیز می نامند تمدن مدرن تعبیر دیگر برای « مدرنیته » و حاکمیت اسم نفس اماره آدمی است . عهد مدرنیته با فسخ عهد تئوسانتریک ( قرون وسطایی) و از حدود قرن شانزدهم و هفدهم میلادی به بعد ظهور و بسط پیدا می کند .
در واقع هرآنچه که در باره تمدن اومانیستی گفتیم برای تمدن مدرن نیز صدق می کند ، در واقع به اعتبار اسم حاکم بر این دوره آن را اومانیستی می نامیم ، به اعتبار صورت مثالی انسان که طرح می کند آن را بورژوایی می نامیم ، و به اعتبار اینکه از قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی پدید آمده آن را « مدرنیته » می نامیم .
از دل مدرنیته ، علم تجربی با ماهیت تکنیکی و تصرف گرانه اش پدید آمد . مدرنیته در لغت از « مدرنوس » لاتین گرفته شده است که به معنای پویایی و تغییر است . تاکید بر عالم محسوسات و وجه متغیر عالم از خصایص این رویکرد است . چند امر مهم شالوده نظری و عملی مدرنیته را تشکیل می دهند :
1-راسیونالیسم دکارتی که مبنای فلسفی آن است ( البته در مقطعی نظیر عصر روشنگری و به طور خاص در آراء ژان ژاک روسو و اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این راسیونالیسم دچار بحران های جدی می گردد و گرایشی به سمت ایر راسیونالیسم در تفکر و تمدن مدرن ظاهر می گردد )
2-آمپریسم به معنای مبنای روش شناختی تمدن مدرن .
3-پیدایی علم جدید science با توجه به ماهیت تکنیکی آن
4-دموکراسی در معنای دقیقاً کمیّت گرایانه آن که ریشه در مبادی و مبانی فلسفی و معرفت شناختی دارد ، مفروض بنیادین دموکراسی این است که حق و حقیقت همیشه با اکثریت است و عقل جمعی خطا نمی کند . به واقع دموکراسی از دل تفکر اومانیستی و کمیّت انگاری فلسفه های پوزيتیویستی پدید آمده است .
این امر واضح و بدیهی است که حقیقت امری نیست که بتوان با رای گیری و برمبنای قضاوت اکثریت بدان دست یافت ؛ البته گاه ممکن است که اکثریت در نسبت قرب با حق و حقیقت باشند و آراءشان تقرب به حقیقت داشته باشد ؛ اما این نسبت ، الزامی و ضروری نیست و تجربه تاریخی دو ، سه قرن اخیر به ما نشان داده است که توده ها و اکثریت مردم در بسیاری موارد در موضع اشتباه قرار داشته اند و این متفکران بوده اند که به دلیل ریاضت فلسفی و تهذیب وجودی و ادراک شهودی خود به حقیقت دست یافته اند ، هرچند که در اقلیت مطلق بوده اند . در واقع اقبال عمومی مردم به امری یا فراگیری یک باور نزد توده ها ؛ به معنی صحت و حقانیت آن امر نیست .
5-پنجمین ویژگی مدرنیته ، « سکولاریسم » است که به معنای عرفی کردن امور و تقدس زدایی از عالم است . روشن است که سکولاریسم با دین، جمع ناشدنی است و یک جامعه سکولار ، یک جامعه غیر دینی است . یکی از نتایج سکولاریزه کردن جوامع بشری، این است که دین از مرکز ثقل حیات اجتماعی و سیاسی خارج می گردد .
روح تمدن جدید ، بورژوایی است و بهترین بیان ممکن آن همانا صورت مثالی انسان بورژوا است . در واقع مدرنیته ، بورژوای و اومانیسم وجوه مختلف یک حقیقتند که از اعتبارهای مختلف لحاظ شده اند . همچنان که گفتیم درتمدن مدرن همه آدمیان به معنای فرهنگی – تاریخی کلمه ( و نه به معنای طبقاتی و جامعه شناختی آن ) به صورت مثالی بورژوازی تشبه می جویند و در مراتبی نیز آن را تحقق می بخشند ، هر چند که در این میان به نظر می رسد که طبقه بورژوا ( در معنای جامعه شناختی آن ) بیشتر از دیگر طبقات جامعه ، ماهیت بورژوایی را در خود تحقق بخشیده است . بر این اساس و به دلیل سیطره فرهنگی – تاریخی بورژوازی ( که همانا تفکر اومانیستی است ) تمام طبقات در جوامع صنعتی آن چنان اسیر تقلید و تشبه به صورت مثالی انسان بورژوا هستند که هرگونه امیدواری جهت تحقق یک انقلاب بنیادین و نفی مدرنیته را از بین می برند و با توجه به اینکه تحولی که تمدن مدرن را دگرگون می کند ، باید کلیّت این تمدن را نفی و انکار کند ؛ بنابراین راه حل هایی که رهایی بشر را در انقلاب سیاسی و اجتماعی و دگرگونی های طبقاتی می جویند و خواستار حفظ کلیّت مدرنیته هستند ، هرگز ره به جایی نمی برند و در چهارچوب تمدن اومانیستی محبوس می مانند .
انقلاب حقیقی، انقلابی است که صورت مثالی انسان بورژوا را از بیخ و بن دگرگون می نماید و از مرزهای اومانیسم عبور کند و مظهر اسم تازه ای غیر از اسم نفس اماره باشد . این انقلاب لزوماً در مقیاس جهانی مطرح می گردد ( هر چند که ممکن است آغاز آن از یک نقطه یا کشور باشد ) و مبتنی بر نحوی تفکر فرا – اومانیستی و رویکردی معنوی است که منجر به ظهور تمدن ترانس – مدرن می گردد .
بی تردید این انقلاب در همه وجوه و جلوه های زندگی آدمی و نسبت آن با هستی رخ می دهد و از مرزهای کاپتالیسم و سوسیالیسم نیز در می گذرد ( زیرا که تمامی مدل های ارایه شده سوسیالیسم ازقرن نوزدهم تا امروز در ذیل روح بورژوایی تمدن مدرن مطرح شده اند و به لحاظ ماهوی فرقی با نظام های کاپیتالیستی ندارند ) . عبور از مرزهای مدرنیته به ساحت وجودی تمدن « ترانس مدرن » ازهم اکنون در نقاط مختلف دنیا درقالب اعتراض ها و بحران های اجتماعی – سیاسی ، تحول در جان و روح آدمیان ، به بن بست رسیدن اقتصاد سرمایه سالاری و دولت های دموکراتیک مدافع آنها ، و رویکرد گسترده بشر به سوی معنویات، ظاهر و متجلی گشته است .

برخی از منابعی که در تألیف این مقاله از آنها بهره برده ام :
- دکتر مدد پور ، محمد / خودآگاهی تاریخی / دفتر مطالعات دینی هنر
- بارنزویکو / تاریخ اندیشه اجتماعی / جوادی وسفیان / کتابهای جیبی
- کویره ، الکساندر / دکارت / امیر حسین جهانبگلو / قطره
- barraclough\history in a changing world\ oxford
- پالمر ، روزل / تاریخ جهان نو / ابوالقاسم طاهری / امیر کبیر
- کاسیرر ، ارنست / فلسفه روشنگری / یداله موقن/ نیلوفر
- گلد من ، لوسین / فلسفه روشنگری / منصوره کاویانی / نقره
- دکتر داوری ، رضا / فلسفه چیست ؟/ انجمن اسلامی حکمت و فلسفه
- خورازمی ، تاجدالدین - شرح بر فصوص الحکم / نجیب مایل هروی / مولا
«پایان»
نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

تواناييهاي دانشجو آمار| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

تواناييهاي دانشجو آمار پس از گذراندن دروس دوره كارشناسي :

توانايي دانشجو

دروس

  يافتن اطلاعات اوليه از داده ها، خلاصه كردن داده ها، مقايسه داده ها

روشهاي آماري

 طراحي آزمايش هاي تجربي براي مقايسه اثر عوامل مختلف در تغييرات داده ها

طرح آزمايشها

بررسي تاثير متغييرها و داده ها بر يكديگر و يافتن مدل ارتباط آنها

رگرسيون

پيش بيني و مدل بندي تغييرات داده هايي كه تابع زمان هستند

سري زماني

كاربرد تكنيك هاي آماري در فرايندهاي صنعتي و بازرسي قطعات توليدي

كنترل كيفيت

امكان استفاده از كامپيوتر در اجراي محاسبات پيچيده آماري

برنامه نويسي

پشتوانه نظري درستي روشها و استنباط هاي آماري به كار رفته در تحليل مسائل

رياضيات



نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

كاربرد آمار در بخش هاي مختلف مديريت| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

1- توليد و عمليات : پيش بيني بخش مهم اين قسمت است كه به دو صورت كيفي و كمي انجام  مي شود كه همه با توزيع هاي آماري تعريف مي شود.

2- مالي : در اين قسمت تحليل دادهاي مالي، تاثير متغيرها و اقلام مالي بر هم و تحليل متغيرها مورد مطالعه قرار مي گيرند.

3- سيستم : تحليل كامل يك سيستم با استفاده از داده ها و تحليل متغيرها انجام مي شود.

4- بازاريابي : مديريت رفتاري سازماني، شناسايي متغيرهاي مختلف و تحليل آنها

5- تحقيق در عمليات : بطور كامل متكي بر علم آمار است.


نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

نرم افزارآماری| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 12 بعد از ظهر  

در نظریه نمونه گیری از جامعه محدود، هدف برآورد پارامترهای مورد نظر مانند میانگین، درصد و نسبت(میانگین دو جامعه) با استفاده از یک روش نمونه گیری مناسب و همچنین مقایسه بین روش های مختلف نمونه گیری از نظر اندازه های دقت برآوردگرها مانند اریبی و خطای معیار است.

 اين نرم افزار به منظور مقايسه در نتايج بدست آمده بوسيله روشهاي مختلف نمونه گيري ساخته شده است.

در این نرم افزار آموزشی،  ميانگين، واريانس، فاصله اطمينان و ...  نمونه ای از جامعه واقعی (سرشماری دهستانهای کشور در سال 1375)  محاسبه می شود و قابلیت مقایسه روش های مختلف نمونه گیری نیز در آن گنجانده شده است.

هدف از ساخت اين نرم افزار، آموزش روش هاي نمونه گيري  و پي بردن به عوامل موثرمانند روش نمونه گيري  و تعداد نمونه و...  در بالا بردن  سطح اطمينان ، براي رسيدن به واقعيت ها و  تعميم  آن به  جامعه مي باشد.

اين نرم افزار به كمك   Microsoft Visual Basic 6.0برنامه نویسی شده است.

amar.ir

 

به منظور دريافت اين نرم افزار آموزشي به آدرس  a_m@amar.ir ميل بزنيد. (حدود 2mg)

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

آموزش minitab| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

پس از ورود به نرم افزار،سه پنجره خواهید داشت که در یک پنجره ی اصلی قرار دارند عنوان هر پنجره بر روی یک نوار عنوان در بالای آن نوشته شده است . پنجره داده ها (data window) و پنجره جلسه کاری   (seassion) به صورت گسترده هستند و پنجره مدیریت پروژه(project manager) به صورت کوچک در پشت پنجره داده ها قرار دارد . یک پنجره نمودار نیز بعد از اجرای دستورات نموداری مینی تب ایجاد خواهد شد و یا با فراخوانی نمودارهای موجود، ساخته می شود. به طور کلی ،این پنجره هاکه در موردهرکدام ازانها توضیح خواهیم داد(به صورت گسترده یا کوچک شده)فعالند و در هر لحظه امکان دسترسی به انها وجود دارد.

شما به همان شکل که پنجره های سیستم عامل ویندوز را باز می کردید، می توانید پنجره های کوچک مینی تب را باز کنید. هنگامی که با مینی تب کار می کنید با این پنجره ها سروکار خواهید داشت بنابراین فراگیری مدیریت صحیح پنجره ها باعث صرفه جویی در وقت و کاهش سردرگمی در اینده خواهد بود.

ما در اینجا توضیح اندکی در مورد پنجره ها خواهیم داد :

با کلیک کردن بر روی دکمه Minimize ان پنجره را به اندازه یک شمایل بروی نوار وظیفه می اورد و از روی صفحه محو می کند.

با کلیک کردن روی دکمه Maximize یک پنجره را به حداکثراندازه ممکن که به اندازه کل صفحه است می رساند.

حرکت دادن پنجره ای از یک محل به محل دیگری روی صفحه، از طریق کلیک کردن و کشیدن نوار عنوان امکان پذیر است.

از طریق کلیک کردن و کشیدن حاشیه های پنجره ها می توانید اندازه های انها را تغییر دهید.

همچنین به نوار ابزار و نوار وضعیت دسترسی دارید و می توانید کارهای مربوط را انجام دهید.

1) پنجره داده ها (data window)

نمایش دهنده کاربرگ جاری شما (worksheet) در غالب یک صفحه گسترده است این کاربرگ از خانه هایی تشکیل شده است که از برخورد سطرها و ستونها به وجود آمده اند .

هر کدام ازاین خانه ها را یک سلول می نامند و یک کاربرگ (worksheet) مجموعه ای از تمام این سلولها می باشد . در زیر نوار عنوان data ، ستون ها با حروف c و یک اندیس عددی مشخص شده اند در زیر نام ستون  ها سطر دیگری وجود دارد که می توانید نام دلخواه را برای نامگذاری ستون ها در آن تایپ کنید .

سطرهای کاربرگ با اعداد 1و2و... در سمت چپ کاربرگ مشخص شده اند . پس از ورود به مینی تب ،نشانگر روی پنجره داده ها خواهد بود ، به این معنی که شما میتوانید داده ها را وارد کنید . هر کدام از خانه ها میتوانند داده های عددی را برای استفاده و محاسبه نتایج در خود جای دهند. داده های کیفی را نیز می توان با وارد کردن یک نام یا یک کد در هر خانه ی کاربرگ وارد نمود.

شما میتوانید در یک فایل پروژه ، چندین کار برگ داشته باشید. به همین دلیل اولین پنجره از این نوع با شماره یک مشخص می شود و در صورت ایجاد پنجره های دیگر از این نوع ، به ترتیب شماره های 2و3و... برای تشخیص آنها به کار می رود . از این رو می گوییم برای هر کار برگ، یک پنجره داده (data window) وجود دارد.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

تغيير دادن كلي ويژگيهاي پيش گزيده متغيرها | چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

اگر براي مثال قرار است تعدادزيادي متغير بدون رقم اعشار وارد شود ‍، قبل از وارد كردن نام متغيرها مناسب است كه ويژگيعاي كلي متغيرها تغيير داده شود.براي انجام اين كار مراحل زير را دنبال كنيد :

  • برروي گزينهOption در پايين منويEdit  كليك كنيد تا كادر مكالمهOption  باز شود.                   
  • بر روي جدول Data  در چهارگوشOption  كليك كنيد . در كادر مكالمه جديد چهار گوشي وجود دارد به نامDisplay Format for New Numeric  Variables    كه در درون آن پهنا و تعداد رقمهاي اعشار را مي توان تغيير داد .
  • بر روي پيكان رو به پايين در سمت راست چهار گوشDecimal Places كليك كنيد تا مقدار آن صفر شود. بر رويOK   كليك كنيد (يا اگر تغييرات ديگري نيز مي خواهيد اعمال كنيد بر رويApply كليك كنيد).

كليه تغييراتي كه در گزينه ها داده مي شود در كامپيوترهاي مستقل ثابت مي ماند اما در كامپيوترهاي شبكه تنها در جلسه كاري فعلي ، مؤثر هستند . كامپيوترهاي شبكه هميشه با گزينه هاي مشخص شده كامپيوتر مادر راه اندازي مي شوند.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

آخرين مرحله از پركردن ويرايشگر داده ها| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

مقادير مفقود (ستون Missing):

در spss مي تواند هيچ خانه ي خالي وجود نداشته باشد . خانه ها توسط رديفها (كه به طور طبيعي شامل موردها است مثل شركت كنندگان در يك آزمايش) وستونها (كه معرف متغيرهاست) تعريف مي شود .بنابراين اگر خانه اي توسط كاربر پر نشود . spss يك مقدار مفقود سيستم در آن قرار خواهد داد كه در ويرايشگر داده ها با نقطه مشخص مي شود. spss مقادير مفقود سيستم در محاسبات ميانگين ها ‌، انحراف معيارها وساير آماره ها كنار مي گذارد. اما اين امكان نيز وجود دارد كه كاربر بخواهد spss با بعضي از پاسخها در مجموعه داده ها ، مانند داده هاي مفقود برخورد كند . براي مثال فرض كنيد كه در يك نظرخواهي سياسي ، پنج طبقه به كار رفته است (A,B,C,D,E) كه طبقه E موقعي به كار مي رود كه شركت كننده از دادن پاسخ امتناع مي كند وطبقه D براي حالتي است كه وي سؤال را نفهميده است . در اين حالت كاربر از spss مي خواهد كه با اين پاسخها مانند مقدار مفقود برخورد كند ، اما اطلاعات مربوط به پاسخهاي D و E  را براي ارائه فراواني نسبي آنها در خروجي نگه دارد .درspss اصطلاحاً ، كاربر مي خواهد كه بعضي از پاسخها به عنوان مقادير مفقود كاربر(user-missing value) درنظر گرفته شود ( كه در مقابل مقادير مفقود سيستم است ).

براي مثال ، در تجزيه وتحليل مجموعه سؤالهاي يك امتحان ،كاربر مي تواند از spss بخواهد كه با مقادير زير به عنوان مقدار مفقود برخورد كند:

1- براي مثال نمرات بين صفر تا 20.

2- مواردي كه داوطلب بدون دادن پاسخ كتبي امتحان را ترك مي كند .(ترك امتحان را مي توان با يك كد قراردادي و نا مربوط مثل عدد 9- نشان داد . علامت منفي كمك مي كند تا دريابيم كه عدد مربوطه نمي تواند صحيح باشد.)

جهت تعريف كردن چنين مقادير مفقودي مراحل زير را دنبال كنيد:

  • نشانگر ماوس را بر روي ستون Missing قرار داده و كليك كنيد .
  • برروي سه نقطه سايه دار سمت راست  None  كليك كنيد تا كادر مكالمه  Missing Values باز شود.
  • ابتدا گزينه No missing values انتخاب شده است .سه چهارگوش متني زير آن ، اين امكان را به كاربر مي دهد تا سه مقدار مفقود جداگانه (Discrete Missing Values) را تعريف كند كه در spss اين سه مورد تحت عنوان missing(1)  .missing(2) .missing(3 شناخته مي شوند . در اينجا مقادير كمي را ( مثلاً در يك متغير گروهبندي ) تعريف كرد و يا رشته هاي حرفي كوتاه را مشخص نمود كه در هر حال بايد با نوع متغير تطبيق داشته باشد . گزينه هاي ديگر موجود در كادر مكالمه براي متغيرهاي كمي كاربرد دارند . كاربر ميتواند يك بازه از مقادير را به عنوان  مقادير مفقود تعريف كند ، يا يك بازه و  يك مقدار مشخص را تعريف نمايد.
  • برروي دكمه هاي Range plus one discrete missing value   كليك كرده و مقادير صفر و 20 را در چهارگوشهاي High و Low  وارد كنيد  و مقدار 9- را در چهارگوش Discrete value وارد نماييد.
  • برروي OK كليك كنيد .مقادير فوق در خانه ستون Missing ظاهر خواهد شد.

همان گونه كه در مورد تعيين كردن ستون Values ديده شد ، نسخه Variable View از ويرايشگر داده ها اين قابليت را دارد كه كاربر مي تواند مقادير مفقود تعريف شده براي يك متغير را براي ساير متغيرها بيز كپي كند .بعد از تعريف كردن مقادير مفقود يك متغير مراحل زير را دنبال كنيد:

  • مطمئن شويد كه خانه مربوط به مقادير مفقود در ستون Missing انتخاب شده است.
  • بر روي منوي Edit  كليك كرده و سپس بر روي گزينه Copy در درون آن كليك نماييد.
  • نشانگر ماوس را به خانه مربوط به متغير بعدي در ستون Missing  كه قرار است مقادير مفقود آن تعريف شود ، قرار دهيد.
  • بر روي منوي Edit كليك كرده و سپس گزينه Paste را در درون آن كليك نماييد. اين روند كپي كردن را ميتوان براي هر تعدادي متغير تكرار كرد.

پهناي ستون (ستون Column ):

پهناي ستون در نسخه Data View از ويرايشگر داده ها را مي توان با استفاده از اين ستون تغيير داد. البته در عمل ، ندرتاًچنين كاري لازم است . براي تغيير پهناي ستون همانند تغيير ستونهاي Width و Decimals عمل كنيد يعني در صفحه Variable View بر روي پيكان رو به پايين يا روبه بالا در سمت راست چهارگوش Column كليك كنيد ، تا پهناي دلخواه شما ظاهر شود.

اگر تمايل داريد كه اعداد شما در صفحه Data View بدون اعشار نمايش داده شود يعني اعشار را در شماره موردها حذف كنيد بايد بر روي ستونDecimals كليك كنيد و بر روي پيكان رو به پايين در سمت راست چهارگوش Decimals  كليك كنيد ، تا عدد صفر ظاهر شود. تأثير اين تغيير اين خواهد بود كه اعداد به صورت اعداد صحيح نشان داده ميشود و خواندن داده ها بسيار راحت تر مي شود.

 رديف كردن داده ها (ستون Align ):

به صورت پيش گزيده ، داده ها در Data View به صورت چپ چين رديف شده اند اما گاهي وسط چين يا راست چين كردن آنها بهتر است .اين ستون انجام اين كار را امكانپذير مي كند و براي اين كار نشانگر ماوس را بر روي اين ستون قرار داده و كليك كنيد. بر روي پيكان رو به پايين در سمت راست عبارت Left كليك كرده و گزينه هاي Right يا Center را انتخاب نماييد.

سطح اندازه گيري (ستون Measure ):

سطح پيش گزيده اندازه گيري براي متغيرهاي كمي Scale و براي متغيرهاي رشته اي Nominal مي باشد.اما در مورد بعضي از دستورهاي رسم نمودار ، امكان مشخص كردن اسمي بودن يا رتبه اي بودن متغيرها ، مفيد است
نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

ادامه پرکردن Variable View ویرایشگر داده ها| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

مقادير و برچسبهاي مقادير (ستون Values)

در مورد متغيرهاي  كه گروهبندي  مانند group ، gender و........ ، لازم است گرههاي مختلف را با مقادير وبرچسبهايي مشخص كنيم. فرض كنيم كه به رديف اول در نسخه Variable View از ويرايشگر داده ها رفته ايم ونام gender  يا جنسيت را وارد كرده ، تعداد رقمهاي اعشار آن را به صفر تغيير داده ايم. براي تعريف كردن برچسب در ستون Values مراحل زير را انجام دهيد.

  • نشانگر ماوس را برروي ستون Values قرار داده و كليك كنيد.
  • بر روي سه نقطه سمت راست عبارت None  كليك كنيد تا كادر مكالمه Value Labels باز شود.
  • كوچكترين كد را كه 1 است ، در چهارگوش متني :Value تايپ كنيد.
  • در چهارگوش متني :Value Label  كلمه male  (مرد) را تايپ كنيد ، با اين كار دكمه Add فعال مي شود.
  • هنگامي كه دكمه Add  را كليك مي كنيد ، عبارت زير در چهارگوش پايين ظاهر مي شود:

1=‌"male"

  • باز در چهارگوش متني :Value كد 2 را تايپ كنيدو سپس در چهارگوش متني :Value Label  كلمه female (زن) راوارد كنيد بعد دكمه Add را كليك كنيد.
  • به همين ترتيب اگر مقدار بيشتري داريد نيز برچسب بگذاريد .
  •  چهارگوش پايين به شكل زير ديده شود:

1=‌"male"

2="female"

  • حال كه تمام دو مقدار گروهبندي داراي برچسب شد ، روي  Ok كليك كنيد.
  • اگر دروارد كردن كدها يا مقادير اشتباه كرديد مي توانيد در چهارگوش پايين  آن برچسب را انتخاب كرده و دكمه Remove را كليك كنيد تا آن حذف شود . مي توانيد مجدداً برچسب مورد نظر خود را طبق دستور بالا اعمال كنيد.

بر چسب مقادير مانند برچسب متغيرها ، در مقايسه با نامگذاري متغيرها داراي محدوديتهاي كمتري است . برچسب مقدار مي تواند تا 60 كاراكتر طول داشته باشد ، نسبت به كوچكي و بزرگي حروف حساس است و مي توان از فاصله در آن استفاده كرد .اما ، مانند برچسب متغير ، حداكثر تا 60 كاراكتر آن (معمولاً تنها 20 كاركتر ) در خروجي ظاهر مي شود .

يكي از ويژگيهاي نسخه Variable View از ويرايشگر داده هاي SPSS  اين است كه كاربر مي تواند مقادير و برچسبهاي آن را، از متغيري به متغير ديگر كپي كند مثلاً در وارد كردن پرسشنامه ها ؛ سوالاتي هستند كه گزينه هايي كه براي جواب آنها در نظر گرفته شده يكي هستند به عنوان مثال طيف ليكرد هستند يعني از پاسخ دهنده سوالاتي پرسيده شده كه جواب آنها به اين صورت است.

  خيلي خوب □  خوب □  متوسط □   ضعيف□   خيلي ضعيف □

ميتوانيد كدهايي از 1 تا 5 براي آنها تعريف كنيد . بعد از مشخص كردن مقادير يك متغير و برچسبهاي آنها ، مراحل زير را دنبال كنيد:

  • مطمئن شويد خانه مربوطه در ستون Values كه مقادير و برچسبها در آن وارد مي شود ، انتخاب شده است .
  • بر روي منوي Edit كليك كرده و سپس گزينه Copy را در درون آن كليك نماييد.
  • نشانگر ماوس را به  به خانه اي ازستون Values منتقل كنيد كه قرار است مقادير متغير بعدي در آن قرار بگيرد.
  • بر روي منوي Edit  كليك كرده و سپس گزينه Paste را در درون آن كليك نماييد.

اين روند كپي كردن را مي توان براي هر تعداد متغير تكرار كرد.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

پرکردن Variable View ویرایشگر داده ها| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

وارد کردن نام متغیرها (ستون Name) 

نام اولین متغیررا در اولین خانه ستون  Name  تایپ کرده ودکمه به سمت پایین جهت نما را فشار دهید.

تمامی خصوصیات  پیش گزیده متغیر در ستونهای سمت راست  مشخص می شود ( مثلاً متغیر از نوع Numeric است که در ستونی مشخص شده است و پهنای آن 8 کاراکتر است و بیشتر از 2 رقم اعشار نداشته و هیچ مقدار ویژه ای و مقدار مفقود شده ای برای آن تعریف نشده است ).معنای این خصوصیات را بعداً خواهم گفت. هر یک از این خصوصیات پیش گزیده را می توان در Variable View  تغییر داد ، که در پاراگراف بعدی توضیح خواهم داد.اگر ویژگیهای پیش گزیده اولین متغیر قابل قبول است ، کاربر     می تواند دومین متغیر را در اولین خانه ردف دوم تایپ نماید . این کار برای وارد کردن نام تمام متغیر های باقیمانده انجام می شود .

تغییر نوع متغیر ( ستون Type)

به صورت پیش گزیده ، نوع متغیر همان گونه که در ستون Type مشاهده می شود از نوع عددی است . اما انواع دیگر متغیر نیز در  SPSS  در دسترس  است  . فرض کنید  می خواهیم نام تمام شرکت کنندگان در مطالعه را ثبت کنیم و بلندترین نام نیز بیشتر از 20 کاراکتر طول ندارد. این نوع متغیر از نوع رشته (string) خواهد بود که یک متغیر کیفی است و طبقات آن در ویرایشگر داده ها به صورت رشته و نه عدد وارد می شود .  رشته ، یک توالی از کاراکترها ( حروف ، سمبل ها ، فاصله ها  ، اعداد)  است که برای کامپیوتر به عنوان برچسب به حساب می آید . بنابراین یک رشته می تواند به سادگی یک حرف مانند P ، یک کلمه مثل Iran ، یا یک نام   مانند Persian golf  باشد.

برای تعریف کردن یک متغیر از نوع رشته مراحل زیر را دنبال کنید:

  • بعد از تایپ کردن نام یک متغیر دکمه جهت نما به سمت راست یا پایین را فشار دهید تا عبارت بعدکه Numeric است ، انتخاب شود .
  • نشانگر ماوس را بر روی سه نقطه سایه دار در سمت راست Numeric برده و بر روی آن کلیک کنید تا کادر مکالمه ی Variable Type  باز شود.
  • در این کادر مکالمه ، لیستی از هشت نوع متغیر وجود دارد . SPSS به طور اولیه گزینه ی Numeric را نشانه گذاری کرده است. بر روی دکمه گزینه String  در پایین لیست کلیک کنید . بلافاصله چهار گوشهای Width ، Decimal Places  نا پدید شده و با چهار گوشی به نام Characters جایگزین می شود.
  • مقدار پیش گزیده 8 را در چهارگوش Characters به مقدار بزرگتری مانند 20 تغییر دهید تا بزرگترین نام آنجا شود.
  • برای انجام این کار ، نشانگر را بر روی عدد موجود در چهار گوش قرار داده و عدد 8 را پاک کرده و20 را تایپ کنید .
  • با کلیک کردن بروی دکمه Help  در کادر مکالمه ، توصیف سایر انواع متغیرها در دسترس شما است.
  • بر روی OK کلیک کنید . نوع متغیر در ستون Type از نوع  string  خواهد بود و در ستونWidth عدد 20 ظاهر می شود.

 تغییر دادن پهنا و تعداد رقمهای اعشار متغیرها ( در ستونهای  Decimals و Width)

  • اگر تمایل داشتید که  عدد ستون Decimals  را تغییر دهید تا اعشار را در شماره موردها حذف کنید باید بر روی خانه ستون Decimals کلیک کنید سپس بر روی پیکان رو به پایین در سمت راست چهار گوش Decimals کلیک کنید ، تا عدد صفر ظاهر شود . تأثیر این تغییر این خواهد بود که اعداد به صورت اعداد صحیح نشان داده می شود و خواندن داده ها  بسیار راحت تر می شود.
  • نشانگر ماوس را به ستون بعدی که قرار است تغییر داده شود منتقل کنید و یا به ستون Name  در ردیف بعدی بروید تا نام متغیر بعدی را وارد نمایید .

وارد کردن برچسب به یک متغیر ( ستون Label  )

اغلب اضافه کردن یک برچسب گویای بلندتر به نام متغیر (که گاهی رمزی است ) مفید است . حتی هنگامی که نام یک متغیر گویا است (مانند sex) ، یک برچسب کوتاه (مانند Gender ) می تواند ظاهر خروجی یک دستور توصیفی  یا آزمون آماری را بهتر کند .

قواعدی که در مورد نامگذاری متغیرها صادق است ، در تعریف کردن برچسب متغیرها  در ستون  Label  نسخه Variable View از ویرایشگر داده ها ، به کار نمی رود.در اینجا تا 120 کاراکتر از هرچیزی از جمله کاراکتر فاصله می توان استفاده کرد . برچسبها بر خلاف نام متغیرها ، به کوچک وبزرگ بودن حروف حساس هستندودقیقاً همان چیزی که وارد شده است ، نمایش پیدا می کند. اما باید به خاطر سپرد که اگر برچسبی با مقدار حداکثر 120 کاراکتر انتخاب شود، تعدادکمتری از کاراکترها (معمولاً 40 تای اول) در خروجی نمایش می یابد ، که البته تعداد دقیق آن در دستورهای مختلف ، تغییر می کند.

برای وارد کردن یک برچسب ، نشانگر ماوس را به ستون Label منتقل کرده وکلیک نمایید ؛ سپس بر چسب مورد نظر را تایپ نمایید.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

سریال نامبر SPSS12| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

 عدد زیر را وارد کنید

27  9306  8641  9988  3252 1238   2379 8288  7681 5034  5676 

 

 

االبته بعد از وارد کردن این عدد در مرحله نصب دکمه Update را فشار دهید سپس  Next کنید.

 
نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

ذخیره کردن و بازیابی فایل های SPSS| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

برای باز کردن فایلی در برنامه SPSS  

اگر در ابتدای شروع  کار با SPSS  کادر مکالمه

  What would you like to do? 

 باز شد که به طریق زیر عمل می کنید : 

اگر می خواهید فایل ذخیره شده ای را باز کنید ، گزینه Open an existing data source   ر انتخاب کرده و در لیستی که ارائه شده است ، فایل مورد نظر را انتخاب وآن را در ویرایشگر داده ها باز کنید . توجه کنید که کامپیوتر های موجود در شبکه ممکن است لیستی ازفایل ها در اختیار کاربر قرار ندهند  در این حالت با کلیک کردن بر روی ... More Files  چهار گوشی از دایرکتوری ها ظاهر می شود که می توان فایل یا درایو مورد نظر را در آن پیدا کرد.

اما اگر به  هر دلیل  نخواستید از کادر اولیه استفاده کنید یا آن را غیر فعال کرده اید  مانند سایر برنامه ها به طریق زیر عمل کنید :

از منوی File   گزینه   Open سپس  Data را انتخاب کنید . 

یا به وسیله آیکون میانبری که به حالت یک پوشه باز در زیر منوی   File  قرار دارد ،  فایل مورد نظر را از روی هارد دیسکتون  انتخاب کنید .

البته باید ذکر کنم که این برنامه فایلهایی رو باز میکنه که با  پسوند « sav .»   قبلاً ذخیره شده باشد ، که پسوند خود SPSS است و زیر آن نوشته شده است :  SPSS Data Document

برای ذخیره کردن فایلی در برنامه SPSS  

 در رابطه با ذخیره برنامه وقتی پروژهای را که انجام داده اید خواستید برروی هارد کامپیوترتون ذخیره کنید از منوی File  گزینه Save یا  Save az  رو انتخاب کنید  البته بعد در مورد فرق جزئی که Save  و Save az  دارند ، براتون میگم ؛ ولی حالا از هر کدوم استفاده کردید فرق چندانی با هم نداره و در هر جای  هارد دیسک  کامپیوترتون ذخیره کنید البته از آیکون میانبری که در نوار ابزار زیر منوی Edit   به شکل یک فلاپی هست هم می تونید استفاده کنید. البته هنگام ذخیره خود سیستم پسوند  « sav .»  را به صورت پیش فزض داده است که همان پسوند برنامه است ، اگر خواستید که بعد بتوانید فایل خودتان را بوسیله این برنامه باز کنید با همین پسوند ذخیره کنید اما اگر خواستید که فایلتان را  بعد از ذخیره با برنامه دیگری باز کنید  در قسمت  Save az type  پسوندتان را عوض کنید .

نکته ای که باید بگم اینه که برای ذخیره فایلتون روی دیسکت  ، ابتدا فایل مورد نظرتون رو روی هارد ذخیره کنید بعد اون رو روی فلاپی کپی کنید.

و دوم این که اگر پروژهای را که شما انجام داده اید با  SPSS 13   بوده  با SPSS 10  نمی توان باز کرد یعنی SPSS فایلی که با نسخه پایینتر از نسخه خودش ذخیره شده رو باز میکنه  ولی فایلهایی رو که با نسخه بالاتر ذخیره شده باشه رو باز نمیکنه
نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

نام متغیرها| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 11 قبل از ظهر  

انتخاب نام برای متغیرها در SPSS تابع شش قاعده است .

نام یک متغیر :

1- نباید بیشتر از هشت کاراکتر شود . ( یک کاراکتر شامل یک حرف ، یک عدد یا یک سمبل است ).

2- نباید با حرف @ شروع شود .

3- نباید با یک نقطه شروع شود .

4- می تواند شامل حروف ، اعداد یا یکی از کاراکترهای @ ، # ، $ ، - ، باشد.

5- نباید شامل موارد زیر باشد :

   i )  فاصله

  ii )  کاراکترهای خاص مانند ! ،? , * و سایر مواردی غیر از کاراکترهای ذکر شده در (4).

۶-نباید یکی از کلمات کلیدی (مانند all,by,eq,not,and باشد) که  در spss به عنوان عبارات محاسباتی از آنها استفاده می شود.

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

دسترسی به ویرایشگر داده ها| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

ویرایشگر داده ها درSPSS  (البته از نسخه ی 10 به بعد ) در دونسخه ظاهر می شود ، یک نسخه Variable View  است که برای نامگذاری و تعیین مشخصات متغیرها به کار می رود و نسخه دیگر Data View است که صفحه گسترده ای جهت ورود اطلاعات به SPSS است.هرچند می توان داده ها را مستقیماً در Data View وارد نمود ،اما معمولتر این است که کار را با Variable View آغاز کرده و متغییرها را درون آن تعریف نماییم وسپس به Data View  سوییچ کنیم تا داده ها را در ستونهایی که قبلاً نام آنها را تعریف کرده ایم وارد نماییم.

 

هنگامی که با کلیک کردن آیکون SPSS برنامه را باز می کنید ،کادر مکالمه ای ظاهر می شود که این سؤال را از شما می پرسد ؟

What would you like to do?

   

       و این بدان معنی است که چکار می خواهید انجام دهید ؟ البه کاربرانی که تجربه بیشتری دارند می توانند این کادر مکاله را که به طور خودکار هنگام باز شدن SPSS ظاهر می شود ، غیر فعال کنند که برای این کار باید گزینه  Dont  show this dialog in the future  در پایین چهار گوش انتخاب کنید .

 اگر شما قصد وارد کردن داده های جدیدی را داشته باشید باید گزینه     Type in data   را انتخاب کرده و سپس بر روی  OK  کلیک کنید تا نسخه Variable View   از ویرایشگر داده ها بر روی صفحه نمایش ظاهر شود (در مواقعی که ابتدا Data View ظاهر می شود ، به سادگی بر روی دکمه Variable View  در پایین و چپ پنجره کلیک کنید تا Variable View باز شود) .

 اگر می خواهید فایل ذخیره شده ای را باز کنید ، گزینه Open an  ٍٍٍExsting   data source   ر انتخاب کرده و در لیستی که ارائه شده است ، فایل مورد نظر را انتخاب وآن را در ویرایشگر داده ها باز کنید . توجه کنید که کامپیوتر های موجود در شبکه ممکن است لیستی ازفایل ها در اختیار کاربر قرار ندهند  در این حالت با کلیک کردن بر روی ... More Files  چهار گوشی از دایرکتوری ها ظاهر می شود که می توان فایل یا درایو مورد نظر را در آن پیدا کرد .

برای نامگذازی متغییر هایی مثلاً با نامهای ageو sex و weight که معرف سن ، جنسیت و وزن گروهی از افراد است ؛ در اولین خانه از ردیف اول Variable View  (که در ستون Name  قرار دارد ) کلمه  age را تایپ کرده و با فشار دکمه پايين به سمت پایین حرکت کنید تا به خانه زیر آن بروید (دراین حالت اطراف خانه مربوطه را خط سیاه ضخیمی احاطه کرده است ) . کلمه sex  را تایپ کرده و با فشار مجدد دکمه پايين  به سمت پایین و ردیف سوم بروید . در نهایت کلمه weight را تایپ کرده وبا فشار مجدد دکمه پايين به ردیف چهارم حرکت کنید .البته در مورد ستونهای  دیگر نسخه Variable View  در ادامه توضیح خواهم داد .

هنگامی که جزییات مربوط به متغیرها را در Variable View تکمیل کردید ، با کلیک کردن بر روی دکمه Data View در پایین پنجره ،    نسخه Data View  از ویرایشگر داده ها را بر روی صفحه می آورد .

در مجموعه داده های   SPSS   ، هریک از ردیفها بیانگر یک مورد یا فرد است و هر ستون بیانگر یک متغیر است .می توان هر تعداد متغیر یا نمونه را در محدوده ای خیلی وسیع ، در SPSS داشت .

زمانی که شما نام سه متغیر را وارد کردید در نسخه Data View  سه ستون اول شما نامهای متغیرهایی است که در نسخه Variable View تعریف کردید و بقیه ستونها دارای برچسب var  است ، زیرا نام متغیر دیگری مشخص نشده است . همچنین توجه کنید که در این مرحله  ، این پنجره دارای عنوان  Untitled-SPSS Data Editor است .

در پایین پنجره یک نوار افقی وجود دارد که لحظه به لحظه پیامهای گوناگون در آن ظاهر می شود . هنگامی که SPSS باز می شود این پیغام ظاهر می شود

SPSS  Processor is  ready

این نوار افقی به عنوان نوار وضعیت (status bar) شناخته می شود ، زیرا نه تنها آماده به کار بودن SPSS  را گزارش می دهد بلکه مرحله ای که یک روند تحلیلی در آن قرار دارد را نیز گزارش می کند . برای مثال اگر مجموعه بزرگی از داده ها از یک فایل خوانده می شود ، روند این کار مورد به مورد در نوار وضعیت گزارش می شود .این شمارنده مورد (case counter) یکی از انواع پیغامهای مفیدی است که ظاهر می شود .

علاوه بر این

 اطلاعاتی در مورد وزن موردها (weight status)

بخشی از داده ها که انتخاب شده اند (filter status)

و اینکه آیا داده ها به گروههای جداگانه ای برای آنالیز شکسته شده اند    (split file status)   ارائه می شود.

توجه کنید که می توان در هر زمانی به  Variable View با فشار دکمه آن بازگشته و متغیرهای بیشتری را نامگذاری کرده یا جزییات بیشتری به متغیرهای موجود اضافه کنید ، مثلاً می توان مقادیر متغیر رانامگذاری کرد .

جزییات بیشتر چگونگی ورود داده ها در Data View  در ادامه توضیح خواهم داد.

برای خروج از برنامه SPSS  : با انتخاب گزینه Exit  از منوی  File  برنامه بسته می شود. یا در قسمت گوشه راست بالای برنامه روی دکمه× کلیک کنید.

اگر هنوز فایل داده ها را ذخیره نکرده باشید ، یک کادر مکالمه با این سؤال ظاهر می شود که

Save contents of data editor to untitled?

که به این معنی است که آیا محتوای ویرایشگر داده ها در فایلی به نام « بدون عنوان » ذخیره  شود ؟ شما باید یکی از سه دکمه Yes. NO.Cancel را کلیک کنید . به همین ترتیب اگر خروجی (مانند آماره های توصیفی)  تولید شده باشد  سؤالی بصورت

Save contents of output viewer to Output 1?

ظاهر می شود که معنی آن این است که آیا محتوای نمایشگر خروجی که در فایلی با عنوان Output 1 ذخیره شود؟ این بار هم شما باید یکی از سه گزینه  NO.Cancel.Yes را کلیک کنید

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

آموزش spss12| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

نرم افزار SPSSیکی از قدیمی ترین ، برنامه های کاربردی در زمینه تجزیه وتخلیلهای آماری است . کلمه SPSS مخفف Statistical package for social science (نرم افزار آماری برای علوم اجتماعی ) می باشد.

 

گام اول برای هر آموزشی تهیه آن نرم افزار می باشد .پس از تهیه آن باید آن را نصب کرد

اگر مايليد مراحل نصب SPSS12 را همراه با شكل هرمرحله ببينيد روي لينك زير كليك كنيد.

مراحل نصب برنامه SPSS 12 

منتظر آموزش spss12 باشید.لطفا اگر مایل باشید در تکمیل این آموزش یا رفع اشکالات آن با ما همکاری نمائید .از پیشنهادات خود ما را دریغ نفرمائید.با تشکر از همه عزیزانی که در این راه ما را یاری خواهند نمود .

 

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

جادوی اعداد-عدد13| چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

اگر از كوچه پس كوچه‌هاي قديمي شهرآنجايي كه هنوز رگه‌هايي از خانه‌هاي قديمي كاهگلي يافت مي‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهاي خانه‌هايي را مي توان ديد كه روي آن 1+12  به جاي سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم مي توان يافت تحت اين عنوان: نحس بودن 13 !
آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوي 13 است كه به نظر جالب مي رسد !!!  

 13 عدد اول است.     

 1-13^2  عدد اول مرسن است.

 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)
 

 عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp  عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

 169=2^13  بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."

2^13،  1+!12 را عاد مي‌كند.

 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب مي‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته مي‌شود. مثلا براي عدد سيزده  10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)

 13نيمي از  3^3+ 3^1- است.
 

شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.

2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد مي‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2،  مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده مي‌شود. مثلا  عدد 5 عدد ويلسون است.  تنها اعداد شناخته شده 5  و 13و 563 است .)

چرتكه چيني داراي  سيزده ستون مهره‌ براي محاسبات است.

  13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.(آيا مي توانيد اثبات کنيد؟)

 ● 1+13- 13^13 عدد اول است.

  نخستين حفره‌ي اول با طول سيزده بين دو عدد    113و 127اتفاق مي‌افتد. (منظور از حفره‌ي اول تعداد  اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)  

 

 ● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي  حداقل با دو رقم مجزا هستند  كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337  ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم مي‌توان به  13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)


هشت عدد اول ديگر مي‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.

عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)

رويه‌ي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطه‌ي گويا از مرتبه‌ي 13 باشد موجود نيست.

2^13= 19+...+8+7

 عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان مي‌شود.

طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است.

 

سيزدهمين روز از فروردين شايد تنها بهانه‌ايي باشد براي گذر از ازدحام شهر و رفتن به طبيعت، اما خوب مي‌دانيم اينبار نيز از نحوست 13 فرار مي كنيم.
اما 13 براي شما تنها ياآور نحسي آن است؟ 

 

131211109876543212345678910111213عدد اول است.

معكوس عدد 2^13 عددي اول است.

ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفي از حل معادله‌ي 13 است.)

13كوچكترين عدد اولي است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعني 2^3+2^2 بدست مي آيد.

اقليدس و ديافانتي هر كدام 13 كتاب نوشته‌اند.

با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2

فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك  هيچگاه به پايان نرسيد.

بعضي از افراد فكر مي كنند كه عدد 13 عددي نحس است.

مجموع  نخستين 13عداد اول  برابر 13 امين عدد اول است.

رساله 13 جلدي Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود.  قضيه‌ي رياضي را با توجه به حركتهاي ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت.

مجموع باقي مانده هاي حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است.

  13كوچكترين عدد اولي است كه مجموع ارقام آن مربع است.

13كوچكترين عدد اولي است كه به شكل p^2+4(  كه p اول است) نوشته مي شود.

اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجواني رسيدن و تنها 3 نفر باقي ماندند.

مجموع توانهاي چهارم نخستين 13عدد اول به علاوه‌ي عدد يك ، عددي اول(6870733) است.

13  كوچكترين عدد اول Sextanاست اين عدد برابر است با : 
(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2

اگر براي عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1   " mod p^2 )    آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)

(13+1)13-13^(13+1) عددي اول است.

بد يمن بودن روز جممعه ايي كه 13امين  روز ماه باشد يكي از خرافات رايج در جوامع است.

13كوچكترين عدد اولي است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست.

به طور طعنه آميز گفته مي شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختي است.

13بزرگترين عدد اول فبوناچي است كه(13)Fاول است.

13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثي ساخته مي‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ...  اعداد مثلثي هستند.)
مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است
.به طور طبيعي هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 مي شود.
13="2^3+1^3+0^3  
  كوچكترين عدد اولي است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده مي‌شود و همچنين كوچترين عدد اولي است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته مي‌شود.
13بزرگترين عدد اول مينيمال در پاي 3 است. 
 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)
13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3)
0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولي هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.)
13-13^2عدد اول است.
13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13  دو عدد پانزده رقمي اول هستند.
13جوابي براي معادله‌ي ديوفانتوسي (Diophantine Equation)  z^2="x^3-y^3" است. يعني؛ 3^7-3^8="2^13
13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددي اول است كه شامل 13بار تركيباتي از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.
ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بي نتيجه ماند علت انفجار در قسمتي از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13  پرتاب شده بود  و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)
13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادي هستند كه به نام رياضيدان فرانسوي     EdouardLucasنامگذاري شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته مي شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله هاي بعدي از مجموع دو جمله قبلي ساخته مي شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است.
(13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp   شناخته شده هستد. 
 13كوچكترين عدد اولي است كه به شكل p^2+pq+p   نوشته مي‌شود.
معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادي Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند.)

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

تاریخچه عدد صفر | چهارشنبه یازدهم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

  یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.

اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم.

هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد.

بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار  نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد "216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم.  به این ترتیب به این مطلب  پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است.

البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند.

البتهبعضى ازریاضی دانان یونانی  ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در این قسمت به اولین کاربرد علامتی اشاره می کنیم که امروزه آن را به این دلیل که ستاره شناسان یونانی برای اولین بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می نامیم. تعداد معدودی از ستاره شناسان این علامت را بکار بردند و قبل از اینکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در ریاضیات هند ظاهر شد.

هندیان کسانی بودند که پیشرفت چشمگیری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ایجاد کردند هندیان نیز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.

اکنون اولین حضور صفر را به عنوان یک عدد مورد بررسی قرار می دهیم اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد این است که صفر به هیچ وجه نشان دهنده یک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پیش اعداد به مجموعه ای از اشیاء نسبت داده می شدند و در حقیقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ویژگیهای مجموعه اشیاء نتیجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامیکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگیرید با این مشکل مواجه می شود که این عدد چگونه در عملیات محاسباتی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم عمل می کند. ریاضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به این سئوالها پاسخ دهندو در این زمینه نیز تا حدودى موفق بوده اند .  

این نکته نیز قابل ذکر است که تمدن مایاها که در آمریکای مرکزی زندگی می کردند نیز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند.

بعدها نظریات ریاضی دانان هندی علاوه بر غرب، به ریاضی دانان اسلامی و عربی نیز انتقال یافت. فیبوناچی، مهمترین رابط بین دستگاه اعداد هندی و عربی و ریاضیات اروپا می باشد.

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

| سه شنبه دهم آبان 1384 | 1 بعد از ظهر  

زندگی

زندگی رسم خوشايندی است

زندگی بال و پری دارد به وسعت مرگ

زندگی پرشی دارد به اندازه عشق

زندگی چيزی نيست

که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود

زندگی حس غريبی است که مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی ميپيچد

زندگی گل به توان ابديت

زندگی ضرب زمين در ضربان دلهاست

زندگی هندسه ساده تکرار نفسهاست

هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است

پنجره ؛ فکر ؛ هوا ؛ عشق ؛

زمين مال من است

اری آری ؛ آری آری

زندگی زيباست

زندگی آتشگهی ديرنده پا بر جاست

گر بيفروزيش ؛

رقص شعله اش در هر کران پيداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

خوشا به حال آنان که

زندگی را شناختند

 

دلم گرفته

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

شوخی با شادمهر | سه شنبه دهم آبان 1384 | 1 بعد از ظهر  

     

 

نوشته شده توسط آراز| [+] | موضوع: |

| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

flower

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

غربت عشق| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

غربت عشق

به من لطفی بکن آری٫ که بی عشق تو می میرم

من اینجا در میان تار و پود درد زندانم

کدامین دستها یکدم رهایم می کند امشب

از این ویران سرای وحشت و غربت٫ نمی دانم؟

بیا و تازه کن ما را تو با عطر نفسهایت

بهار ای آخرین عابد٫ دگر پوسیده ایمانم

بهارم باش و سبزم کن٫ به باران نگاهت گرم

که من عمری اسیر غربت سرد زمستانم

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

بيوگرافی عشاق| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

 

اسمم آواره است در گوشه خانه ام و شهرتم دربدر است؛ محل تولدم ساحلی است به نام دريای غم؛

نام پدر ناکامی است نام مادر سلطان غم ؛ برادرم  با خيال و خواهرم پريشان است؛

نام محبوبم انتظار است انتظاری که هر لحظه اش غم است ؛

محل زندگيم ويرانه ايست به نام خرابه عشق ؛

شغلم گشتن و پيدا کردن يک دوست باوفاست؛محل تحصيلم  زندان غم؛

آدرس خانه ام: ميدان عشق ؛ محله باوفا ؛ کوچه غم ؛ پلاک تنها ؛ منزل شخصی خانه به دوش

آدرس محل کار:از شمال محدود به آينده ای که نيست؛ از جنوب به گذشته پوچی پر از خاطرات تلخ؛

مشرق طلوع آفتاب درد و غم ؛ مغرب غروب آرزوها

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

زير درخت آرزو | یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

می خوام يه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی يك شب مهتابی باشه
می خوام يه كاری بكنم شايد بگی دوسم داری
می خوام يه حرفی بزنم كه ديگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون ياسای خوشبو بچينم
می خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم
می خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بمونی
از تو كتاب زندگيم يه حرف رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو يه فال حافظ بگيرم
اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم
امشب می خوام رو آسمون عكس چشات رو بكشم
اگه نگاهم نكنی ناز نگاتو بكشم
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه وقتی كه من نبودم بی خبر از اينجا نری
بدون يه خداحافظی پر نزنی تنها نری
يه موقعی فكر نكنی دلم واست تنگ نميشه
فكر نكنی اگه بری زندگی كمرنگ نميشه
اگه بری شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو يه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت ميآد بری بدون من بری سفر
بعدش فراموشم كنی برات بشم يه رهگذر
اصلا بگو كه دوست داری اينجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو يادم می آد وقتی كه بارون می زنه
ای كاش منم تو آسمون يه مرغ دريايی بودم
شايد دوسم داشتی اگه آهوی صحرايی بودم
ای كاش بدونی چشمات و به صد تا دنيا نمی دم
يه موج گيسوی تو رو به صد تا دريا نمی دم
به آرزوهام می رسم اگر كه تو پيشم باشی
اونوقت خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشی
تا وقتی اينجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن كه كنی مرگ گلهای مريمه
نگام كن و برام بگو بگوی می ری يا می مونی
بگو دوسم داری يا نه مرگ گلهای شمعدونی
نامه داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |

| یکشنبه هشتم آبان 1384 | 10 قبل از ظهر  

یه جورایی نازنین خیلی می خوامت حالیته

دل ما بد جوری افتاده تو دامت   حالیته

 

خودمون بازیگریم ، بازی واسه ما در نیار


تا بگی ف ، می خونیم عند  کلامت  حالیته


تو بگو ما رو زدی ، مام همه جا میگیم آره

 

خوش دارم خوش باشی تو خیالت حا لیته

 

اون نگاهت اگه بیست ِ ما میگیریم بیست و یک


خودمون رو دو می خو ا بیم زیر خا لت حا لیته


همه این حرفها رو گفتم ، ولی راستش و بخوای

 

بدجوری دیوونتم خیلی می خوامت  حا لیته

 

نوشته شده توسط | [+] | موضوع: |